-
خرده روایت های راوی: ابوالهول
1386/09/18 14:55
راوی از مسیر همیشگی اش می رفت و مثل همیشه عجله داشت که ناگهان متوجه شد چیزی برخلاف همیشه راهش را سد کرده و مانند ابوالهولی از آسمان بر سر راهش نازل شده است. نردبان دو پایه ی زردی تمام عرض پیاده رو را مسدود کرده بود. راوی چاره ای نداشت یا باید از زیر نردبان می گذشت یا از خیابان. راوی خرافاتی نبود ولی نمی توانست از زیر...
-
دانشجو ؟!؟!؟!؟!؟
1386/09/15 21:04
به مناسبت سالروز ۱۶ آذرماه ، روز دانشجو ، این بار تصمیم گرفتیم خود دانشجویان درباره این روز و مخصوصآ نقش ، جایگاه و وظایف دانشجو در شرایط جامعه امروز صحبت کنند و نظر بدهند . پس اگر زحمتی نیست به قسمت نظرات مراجعه کنید و در بحث شرکت داشته باشید . در ضمن نمیدونم این روز رو باید تبریک گفت یا نه ؟!!!
-
هفت از چهل - عقلانیّت و فردگرایی در مدرنیسم
1386/09/14 15:42
"ب" سلام از مجموعهی جهان بینی مدرنیسم الف) جهان بینى علمى را در پست قبل گفتیم. ب) و ج) اش را هم الان می گوییم. مورد د) انکار سنتها علاوه بر مورد هـ) ا ُُم هم که به موضوع سکولاریزم می پردازد را هم یک پست اختصاصش می دهیم به شرط توفیق. اما ادامه: ب)عقل و عقلانیّت یکى دیگر از ویژگى هاى مدرنیسم، برداشت خاص آن از عقل و...
-
دغدغه های یک فکر رنجور!
1386/09/11 14:10
تا حالا شده احساس کنید کله مبارکتان از شدت اندیشناک بودن به مرز انفجار رسیده باشد؟ حتما اتفاق افتاده! حالتی را در نظر بگیری که انواع و اقسام مسائل (دینی ُ اخلاقی ُ احساسی و درسی) شما را مورد حمله خود قرار دهند.نتیجه اش را هنوز نمی دانم و لی خدا عاقبت بنده حقیر را که گرفتا این مساله گشته ام را به خیر کند.چند هفته ایست...
-
خدا کجاست؟
1386/09/07 09:58
یه شب خواب دیدم که با مادر پیرم رفتم توی دشت و اونجا صدای خدا رو شنیدم که گفت: دنبال چی می گردید؟ من گفتم : دنبال تو. دارم دنبال تو می گردم. بعد اون صدا گفت: برای پیدا کردن من که نمی خوات این همه راه بیایی توی دشت و بیابون. و به من گفت: من توی سفره خالی شما هستم . توی چروک های صورت عزیز . توی سرفه های مادربزرگ. توی...
-
مقدمه ۲
1386/09/04 12:19
در ادامه مقدمه پیش که از جنبه تعاریف اولیه دین به بحث قوانین پرداخته بود ، این بار با مقدمه ی کوتاه دیگری از جامعه مدنی به همان مقوله نیم نگاهی انداخته می شود . برای جامعه مدنی چندین شاخصه ابتدایی در نظر می گیرم که اینها اساسی ترین ویژگی هاست و می توان بر آن افزود : جامعه مدنی بایستی تمام سطوح جامعه را در بر گیرد و به...
-
خاطرات آپولو توانای من
1386/09/02 10:28
آپولو باز هم اسم کتاب دیگری را از تقدیر ملت خط زد. خودش تقصیری ندارد (جز اینکه خداست و بی تقصیر)، در پیشگویی های معبد دلفی هم خواب چاپ این جور کتاب ها را نمی دیدند. وگرنه اجازه نمی دادند آینده به این جا بکشد. بگذریم از اینکه همه شان کورند و خواندن نمی دانند. عجیب تر اینست که خود آپولو کمان گیر خوبی است، شاید هم فقط...
-
السلام علیک یا امام رئوف !
1386/08/30 22:21
عیدتون مبارک ! دوس دارم نگات کنم تو هم منو نگا کنی من تو رو صداکنم تو هم منو صدا کنی قربون صفات برم از راه دوری اومدم جای دوری نمیره اگه به من نگا کنی دل من زندونیه تویی که تنها میتونی قفسو وا کنی و پرنده رو رها کنی میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی تو سرت شلوغه زیر دستیات فراوونن از خدا...
-
سوره طه
1386/08/27 15:09
سلامی دوباره: خوشبختانه در فضایی قرار گرفتم که افراد به دنبال تفکر وبحث وصحبت هستند:چه در محیط دانشکده (هم مطالب علمی و هم مطالب اجتماعی)چه در محیط دانشگاه،چه در جمع 26 های عزیز،چه در جمع فعالین دانشجویی. یکی از این موارد شرکت در جلسه تفسیر مهندس لطف الله میثمی است.فردی که نماد امید ملت ایران برای رشد وتوسعه...
-
شش از چهل - جهانبینی علمی مدرنیسم
1386/08/24 20:37
"ب" سلام خب! گویا اجماع جهانی بر این است که مدرنیسم (حدود ۲۰ پست) و پست مدرنیسم (حدود ۲۰ پست دیگر) را PDF کنیم بزنیم حاشیه . مانعی نیست الا اینکه ما به مرور انتشارش در اینجا کاملترش می کردیم و اصلاح و احیانا حذف و اضافاتی. خب برای وقت وسعت بیشتری بود. اما این روش مجال آن را می گیرد که دستی به تدبر و حوصله به سر و...
-
خرده روایت های راوی: جرز دیوار
1386/08/20 20:39
راوی عقیده داشت عظمت روایت در راوی آن است نه در چیزی که روایت می شود. پس تصمیم گرفت برای اثبات حرف خود جرز دیوار را روایت کند چرا که در عظمت خود شکی نداشت. راوی بی خبر از همه جا شروع به روایت جرز کرد و برای دانستن معنای آن سری به فرهنگ لغت زد. راوی بزودی فهمید که جرز همان دیوار است و جرز دیوار ترکیبی بی معنی و زاید...
-
مقدمه
1386/08/17 19:36
ایمان و دین دو مفهوم متفاوت و البته مرتبطاند. اما هم مؤمن بودن و هم دیندار بودن مستلزم عمل است. در حقیقت هم ایمان و هم دین پیرامون رابطه انسان و خدا شکل میگیرند اما ایمان درونیتر، فردیتر و فرا تاریخی اما دین بیرونیتر، جمعیتر و تاریخیتر است. و نیز اصولآ ایمان سه وجه دارد: شناختی، عاطفی و ارادی که عمل تجلی وجه...
-
پنج از چهل – جهانبینی مدرنیسم
1386/08/14 09:18
"ب" سلام پیشنهاد است که : همه ی چهل تا را یکجا به طور PDF در اختیار بگذار. برای ارجاع های بعدی بهتر است، همه یکجاست و خواننده بین صفحات وبلاگ گم نمی شود، حوصلهی ملت کمتر سر میرود، بهتر می شود بحث راه انداخت و حرف زد، امکان تکمیلش به مرور زمان هست. در کامنت پست قبلی هم رفیقمان اظهار نگرانی کرد از عدم حفظ انسجام و...
-
به گزارش هواشناسی...
1386/08/11 23:39
پس به نظر شما واقعیت گریزی در قصه معاصر امری محتوم است؟ آیا این را یک حکم نمی دانید؟ آب خنک می پاشد روی پوست و حدقه چشمانم تر می شود. صدا ها کمتر شده و مردی که مسئول تحویل پرچم های سه رنگ است رفته است ، و احمد را مقابل رنگ های پلاستیکی تنها گذاشته است . یک ربع دیگر مانده تا مرد بیاید و بروند دنبال تابوت 212 . سرخ ،...
-
چهار از چهل – ویژگی های مدرنیسم(۱+2/۳) !
1386/08/05 08:23
"ب" سلام این که چرا ویژگی های مدرنیسم که قرار بود ۲ تا باشد ۱+۲ تا شد خب روشن است: قبلی خیلی طولانی شد پس یکی اضافه کردیم که طولانی نشود. اینکه چر از اول فکرش را نکرده بودیم: خب چون در معادلات تخمینها، مینیمالیسم را لحاظ نکرده بودیم. اینکه چرا نکرده بودیم: خب چون نمی دانستیم. منطقی است؟ نه؟ به نظرم نه! نمی دانستم که...
-
یک آهنگ، دو نت، چهار نوازنده
1386/08/01 12:14
باران بود. ولی هوا گرم بود و سنگین. فقط معجونی کوهستانی می توانست سبب سعه صدری باشد. آتیلا هم فقط از کشتار هایش می گفت. یک آهنگ، دو نت، چهار نوازنده، چیز عجیبی بود مثل سمفونی قاتلان باران پابرهنه آمد، زمین خیس نشد. ولی بی صدا نبود، اعتراف هم نبود، معمولی بود، مثل همه ی آدمای توی خیابان ولی عصر عادی حرف می زد ولی کمی...
-
فصل تعالی ایمان
1386/07/29 19:42
من انسانم ، دستم ، پایم، چشمم برای دیدن و گوشم برای شنیدن هر آنچه شنیدنیست. من فکرم ، احساسم ، و اراده ام برای انجام هر کاری که ایمانم بدانست. اینها همه من هستم، این همه من نیستم. من روحم، من فراتر از تمام عالم ماده ام. من عشقم . من معنا هستم. من اشرف مخلوقاتم. من نشانه ام. اینها هم هستم اما ، من این همه نیستم. من پاک...
-
یادی از آنچه گذشت!!
1386/07/28 08:06
به مناسبت سالگرد تاسیس وبلاگ محفل sajjad ۹۶ تا پست در طول این یکسال برروی این وبلاگ منتشر شده است. از سعید به خاطر پذیرفتن دعوت ما برای همکای تشکر می کنم و از دوستانی که با نظرات خود ما را همراهی کرده اند سپاس گزارم. از خانم پران هم به خاطر همراهیشان هرچند کوتاه بود سپاس بسیار دارم و امیدوارم که این همکای ادامه پیدا...
-
خرده روایت های راوی: سکه
1386/07/22 14:02
راوی از پارک می گذشت که موش فاضلاب خاکستری بزرگی توجه اش را جلب کرد. در جایی که موش داخل کوپه ای آشغال ناپدید شد جسمی برق زد. راوی با کنجکاوی نزدیک شد و با خوشحالی سکه ی طلایی را از لابلای آشغال ها بیرون کشید. راوی به شانس اعتقاد اشت ولی نمی توانست باور کند که بخت به همین سادگی روی خوش نشان دهد. ممکن است بدبختی...
-
الحمد الله اکبر على ما هدانا
1386/07/21 10:57
عیدتان مبارک! "اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اسالک بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه...
-
سه از چهل – ویژگی های مدرنیسم(2/2)
1386/07/17 19:18
"ب" سلام می گویند تا عقل اسکات نشود یا لااقل اقناع نشود یا لااقلتر ارضاء نشود باب «تعقل قلبی» را به آْن وسعتی که باید، نباید باز کرد. در غیر این صورت آنوقت «عقل» مدام نق (!) می زند که من این را نمیفهمم، آنرا نمی پذیرم، اینیکی را باید بررسی کنم، آن دیگری را باید ببینم بقیه چه گفتهاند و خلاصه گرفتار میشویم به...
-
گریز از آزادی(۲/۲)
1386/07/14 13:49
ضعف طبیعی انسان شرط فرهنگ اوست! در پست قبلی کمی درباره سیر تفرد در هنگام رشد یک کودک و نتایج و تحولات ناشی از آن در زندگی کودک سخن گفتم و اما اکنون: • هرچه کودک بزرگ می شود ، به همان اندازه که علایق اولیه می گسلند ، تلاش برای آزادی و استقلال در او بیشتر پرورش می یابد ، این سیر دارای دو جنبه است: 1-رشد کودک از لحاظ...
-
خدا حرف هایی برای نگفتن داشت
1386/07/11 23:30
و حرف هایی برای گفتن و خردی می خواست برای فهم آن و خدا صبور بود و آفریننده آفرید و به انتظار نشست تا علی در خانه اش به دنیا آید و محمد او را تربیت کند آنگاه در یک شب که در برابر ابدیت خدا هیچ بود اما در برابر صبرش عظیم خدا "کلمه" را بر استوارترین ایمان و مطمئن ترین دل به ودیعه گذاشت خدا دوستی می خواست که او را ببیند و...
-
پدر رفت ...
1386/07/08 22:25
این سفارش های پدری است که می رود ، پدری که می داند لحظه ها می گذرند ، می داند زندگی اش رو به پایان است . پدری تسلیم نظام روزگار ، از دنیا بیزار ، ساکن خانه های گذشتگان ، که می داند نوبت اوست خانه ها را بگذارد و برود . این سفارش های پدری است به فرزندش و فرزندان آرزوهای درازی که دارند ، که به آنها نمی رسند ، در راهی می...
-
گریز از آزادی(۲/۱)
1386/07/07 08:36
آنچه در زیر می خوانید بخش اول از خلاصه ای است که از فصل اول کتاب گریز از آزادی برداشته بودم. این فصل به تشریح مفهوم ابهام بر انگیز آزادی می پردازد. این کتاب مهم ترین کتاب اریک فروم است ، و از اسم آن می توان انتظار مطالبی جذاب را داشت که اینگونه نیز هست. ========================================= • آنچه به هستی انسان...
-
خرده روایت های راوی: حقوق سگ ها
1386/07/05 21:30
راوی با دست های داخل جیب و قدم هایی بلند و تا جایی که شأنش اجازه می داد بسرعت از داخل پارک عبور می کرد. سرش پایین بود و اهمیتی به بقیه نمی داد. همیشه مسیرش را در لحظه ی آخر عوض می کرد تا با کسی برخورد نکند. راوی اعتقاد داشت اگر با دیگران کاری نداشته باشد آنها هم کاری با او نخواهند داشت. تقریبا هم موفق شده بود به سلامت...
-
سیّاحان و خدایان
1386/07/02 08:12
روزگاری دو سیّاح به قطعه زمین صافی در دل یک جنگل رسیدند. در این بخش از جنگل گلهای فراوان و علفهای انبوهی روییده بود. یکی از سیّاحان گفت: «حتما باغبانی از این قطعه مراقبت میکند.» سیّاح دیگر از سر مخالفت گفت:«باغبانی وجود ندارد.» لذا آن دو سیّاح چادرهایشان را برپا کردند و به انتظار نشستند. به هیچ وجه باغبانی دیده...
-
دو از چهل – ویژگی های مدرنیسم(۲/۱)
1386/06/30 12:35
"ب" سلام خیال کردید اگر راجع به آنها که گفتم نظر ندهید پست بعدی نمیرسد؟ خیر! خیال کردید! غال(قال؟!) موندن که ایجاب توقف نمیکند. میکند؟! --------------------- خب! پست قبلی توضیح واژه ى مدرنیسم « Modernism » به لحاظ لغوى و اصطلاحى بود. گفتیم و گفتند و باز تصدیق میکنیم که وسواسی که به خرج دادیم بیش از حد متعارف بود...
-
گوش های دراز دراز گوشها
1386/06/28 21:32
تا حالا چیزی درباره گوش های دراز و اثرات جانبی آن چیزی شنیدید؟ حتما فیلم ذهن زیبا را دیده اید. اگر به دادگاه خانواده بروید حتما به همین نتیجه که من رسیدم می رسید. این یک بیماری واقعا خطر ناک و مسری ست. البته این بیماری دو جنبه دارد. یعنی دو شکل دارد. شکل حقیقی و البته شکل حقیقی. شکل حقیق اول مثل همان است که در فیلم...
-
یک از چهل (در باب مدرنیسم) - مقدمات
1386/06/26 11:23
"ب" سلام مناسبات اولیهمان با آنکه دستی بر آتش «محفل» دارد حکایت کرد که موضوع «مدرنیته و مولفه هایش» اینجا مد نظر و توجه است. گشت و گذاری کردم در داشتههایم، دیدم پیدا میشود از یکی دو سال پیش چیزهایی که بتکانیماش به درد اینجا هم می خورد. فقط کمی تکمیل و اصلاح می خواهد که آن هم همزمان نشرشان در اینجا اِعمال میکنیم...