محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

این جا چه خبره

اندر مطالعه کتاب ظاله بودم من باب روابط دولت وملت اجم در ایران من اول تاریخ تا کنون!


فی هذا الکتاب آمده ال شیخ محترم نوری (ناطق نه فضل الله) توسط مراجع عظام فی نجف مورد عنایت قرار داشته و مفسد فی الرض معرفی گردیده است!


قصه از فرض تساوی زیر حاصل شد!


آزادی =لجام گسیختگی


اما مطب مورد عنایت این جانب فهم باللای علمای آن زمان از آزادی ست که اکنون خل ناشی از چنین فهمی اندر مشاکل اجتماع بلاد ایرانی احساس میشود!


همیشه ترس از هرج و مرج پناه به حکومت خود کامه بردیم ؛ اما اکنون از زور حکومت خود کامه به لجامگسیختگی پناه بردیم!!!!

گناهی بالاتر از دروغ

کدام گناه کبیره را انجام داده ایم


که زمان ثانیه های خود را از ما دریغ میدارد


که حقیقتی بالاتر از شک برایمان نمانده


کدام خطا از ما سر زده که پدرانمان ما را از ارث محروم کرده اند


که هنوز هویتمان را از زیر خاک بیرون می آوریم و همچنان دین خود را به خاک می سپاریم


که باید اندیشه هامان را در کتاب های مارکس و سارتر و دریدا بجوییم


از کی حقیقت را پشت دیوار جاگذارده ایم


چه چیز را در گذر سالیان جاگذارده ایم و در هزار توی تاریخ گم کرده ایم که حال باید آن را از نو بازیابیم







از دوستانی که عضو شدند سپاس گذارم و منتظر مطالبشان هستم.


امیدوارم بقیه اعضا محفل نیز عضو وبلاگ شوند و مطلب بگذارند.


این یک وبلاگ خصوصی(!) است، فعلا.



قلم باید در خدمت اندیشه و اندیشه در خدمت بشر باشد.(سارتر)