محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

خرده روایت های راوی: جغد

راوی خواب دید بی خوابی بیدارش کرده است. شبیه جغدی شده بود در یک غروب گرم و آفتابی در بهار 1968 در خیابان های سنگربندی شده ی پاریس. روایتش خبر از آینده ای با نمک تر می داد: جغد های جهان روزی بیدار خواهند شد!

نظرات 1 + ارسال نظر
a street dog 1388/03/09 ساعت 09:15 ب.ظ

I am still madly confused in the first sentence.This was something different from the others.it tasted good!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد