ساعت 6 بعد از ظهری در اوایل پاییز بود. تازه از سالن سینمای فیلم سه زن آمده بودم بیرون که تو گرگ و میش هوا و درخشش نورافکن های سینما به یک مکاشفه رسیدم، دختران و زنان ایرانی با وجود حجاب، باز هم صد بار دلفریب تر از خارجی های بی حجاب هستند ...
ساعت 10 همان شب داخل پارک بود که زیر نور چراغی تک و دور افتاده... بنگ! ... واقعیت مثل لنگه کفش زنانه خورد تو سرم و هر چی توهم رویایی توش بود رو ریخت بیرون. زیبایی زنان و دختران ایرانی همش حقه است و نتیجه استثمار همان کشورهای بی حجاب خدانشناس خارجی که کشور معصومان را کرده اند زباله دانی لوازم آرایش ...
ساعت 10 صبح فردایش، تو ایستگاه اتوبوس وایستادم. آفتاب انقدر رو مغزم راه می ره تا این حقیقت رو تو مخم فرو کنه، که همون جوریکه آسمون صبح ها همه جای جهان یه رنگه، زنای جهان هم همه یه جوری ان!!!
تک نگاری موجز و خوبی بود. و البته شاید با نکته ای که گفتی چندان موافق نباشم.
دکتر اسلامی ندوشن (که آدم جهاندیده ای است) در یکی از سفرنامه هایش اشاره می کند که چشم های زنان ایرانی، هرچند به سختی دیده می شوند، اما زیبایی و وقار خاصی به چهره ی آنان می بخشد.
البته اگر به من باشد نتیجه دیگری می گیرم و آن این است که مردها در تمام دنیا چشم چران هستند!!
lمن از گودریدز از این بلاگ سر در اووردم . این که یه صفتی رو به همه نسبت بدیم و بگیم مردها یا زن ها این جوری یا اون جوری اصلا منطقی نیست . هر آدمی در مکان و زمانی که در اون زندگی می کنه معنا پیدا می کنه ...
حرف از زن که پیش میاد دلم می خواد یه زن نویسنده رو از نزدیک بشناسم.فرزانه خانم رئوف از جنس دیگرت رو خوندم. هر جا هستی آفتابی شو تا جواب این مطلب رو بدی .زن همه جا یه جوره؟ هر کی تو رو از ایران رونده الهی که ...
کمی که فکی می کنم می بینم در همه جای جهان آسمان یک رنگ نیست، مخصوصاً صبح ها!