موسیقی , عجب واژه غریبی است این واژه . چرا غریب؟ چون اکثر ما در طول زندگی وقت زیادی برای گوش دادن به موسیقی صرف می کنیم. ولی کمتر به فکر بالا بردن آگاهی خود در این بار ه هستیم. تا لذتی غیر قابل وصف از این هنر متعالی بریم. در این مقاله سعی شده راجع به موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران و اساتید این فن صحبت شود.
موسیقی ایران از دیدگاه های زیادی قابل بررسی است. مثلا فرم های رایج مثل پیش درآمد , 4 مضراب , رِنگ , تصنیف و ... یا ردیف و موسیقی دستگاهی و فولکوریک ایران یا تاریخ موسیقی در ایران و ... ولی قصد من در این مقاله بررسی انواع فعالیت های موسیقاییست که در این سرزمین انجام شده و می شود و مقایسه این فنون و هنر ها با هم.
<!--[if !supportLists]-->1) <!--[endif]-->آهنگ سازی: در موسیقی به کسی آهنگ ساز گفته می شود که با استفاده از نبوغ و استعداد و استفاده از علم موسیقی دست به خلق یک ملودی و قطعه موسیقی می زند. سازندگان آهنگ بر دو نوع اند. دسته اول کسانی که بدون علم موسیقی تنها با استفاده از ذوق و قریحه خود یا فن نوازندگی دست به خلق ملودی می زنند. مثل بسیاری از قطعات فولکوریک (محلی) ایران. این دسته در طول تاریخ غالبا ناشناخته اند. اما با این وجود در بسیاری از موارد کارهای خارق العاده ای ارائه داده اند. دسته دوم اساتیدی هستند که با علم موسیقی آشنایی دارند که با ترکیب استعداد و ذوق و علم دست به خلق اثر می زنند. در ایران ساخت آهنگ بیشتر شامل قطعاتی مثل پیش درآمد , 4 مضراب , رِنگ , تصنیف و نیز قطعات ضربی و در مواردی قطعات سمفونی و غیره است. از اساتید به نام ایرانی که در زمینه آهنگ سازی فعالیت بیشتر و بهتری داشته اند می توان به عارف قزوینی و علی اکبر شیدا(ساخت تصنیف) جواد معروفی, فرامرز پایور, محمد رضا لطفی , پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده نام برد.
<!--[if !supportLists]-->2) <!--[endif]-->نوازندگی : فن نوازندگی را تبحر در اجرای یک ساز می نامند. اولین نکته قابل بحث این است که آیا هر استاد نوازنده ای آهنگ ساز است؟ مسلما پاسخ این سوال منفی است چون بسیاری از اساتید در فن نوازندگی چیره دست بوده اند ولی آهنگ ساز نبوده اند. مثل استاد عبادی, علی اصغر بهاری ولی نکته مهم این است که در موسیقی ایران طیف بیشتری از نوازندگان دست به آهنگ سازی می زنند. در حالی که در اروپا اکثر نوازندگان فقط در همین زمینه کار می کنند. سوال دومی که مطرح می شود این است که آیا هر آهنگسازی باید نوازنده ی ماهری نیز باشد؟ این سوال هم پاسخ منفی دارد. چون در دسته اولِ آهنگ سازان که علم موسیقی نمی دانند بسیاری افراد تنها با ذوق و قریحه خود خلق ملودی کرده اند. و در دسته دوم هم آهنگ سازانی مانند عارف و شیدا بوده اند که با این که خود ساز می زدند اما در نوازندگی تبحر بالایی نداشته اند. از اساتید معاصر ایران که نوازندگان به نام هستند می توان از جلیل شهناز ,حسن کسایی, فرامرز پایور,جواد معروفی , پرویز یاحقی, پرویز مشکاتیان, محمد رضا لطفی , حسین علیزاده , محمد موسوی , حسین تهرانی , ناصر فرهنگفر و ... نام برد.
<!--[if !supportLists]-->3) <!--[endif]-->بداهه نوازی: این هنر یکی از نقاط قوت موسیقی ایران است. بداهه نوازی یعنی فردی پس از اینکه در زمینه نوازندگی به درجه استادی رسید در چارچوب موسیقی ای خاص در آن ِ واحد دست به خلق اثر موسیقایی بزند. فرق این هنر با آهنگ سازی در این است که آهنگ ساز در طول مدت زمانی بر روی قطعه خود کار می کند و آن را اصلاح و کامل می کند ولی در بداهه نوازی موسیقی در لحظه خلق می شود مثلا در اول کاست "عشق داند" استاد محمد رضا لطفی پیش درآمد ابوعطا را بداهه اجرا کرده اند ولی این کار به حدی قویست که اگر یک موسیقی دانِ غربی آن را گوش کند. تصور می کند حداقل چند ماه روی این قطعه کار شده یا قطعه بیات کُرد اثر استاد پرویز مشکاتیان (در کاست آستان جانان) . اساتیدی هستند که آهنگ سازانِ موفقی هستند ولی در بداهه نوازی کمتر موفق بوده اند مثل استاد حسین علیزاده .
از اساتید به نام این فن, استاد جلیل شهناز (خداوندگار بداهه نوازی در موسیقی ایران) , فردی که 90درصد قطعاتی که اجرا کرده اند بداهه بوده و در عین حال سرشار از ملودی های ناب و زیباست. استاد حسن کسایی, استاد فرامرز پایور, استاد محمد رضا لطفی و استاد پرویز مشکاتیان می توان نام برد.
(( * با توجه به تذکر عطا جان
** مطلب از دوست عزیزم هادی
***ادامه دارد...
از اساتیدی که قطعات ایرانی سمفونی را آهنگ سازی می کنند چه کسی مطرح است؟ به نظرم ایران در این زمینه فاقد آدم شاخصی است. پرویز مشکاتیان یا مثلا یوسف زمانی که آهنگ «بوی باران...» شجریان را ساخته یکی از آن هاست که او اصلا آدم شاخصی در موسیقی ایرانی محسوب نمی شود. البته باید توجه داشت قالب سمفونی و کلا کار ارکسترال قالبی غربی است و لزوما موسیقی ایرانی در آن قرار نیست بگنجد.
فکر می کنم با من موافق باشی که نوازندگیِ خوب می تواند نقطه ی قوت مهمی برای یک آهنگساز باشد. ولی لزوما آهنگسازی نقطه ی قوت برای نوازنده نیست.
فکر می کنم حسین علیزاده در «بی تو بسر نمی شود» یکی از بهترین کارهای آهنگسازی خود را به جا گذاشته است. و این که او بداهه نواز خوبی نیست با آن قطعه ی «با من صنما» می تواند نقض شود. این قطعه که من خیلی آن را دوست دارم گویا به شکل بداهه این گونه زیبا در آمده است.
مسلما پرویز مشکاتیان کولاک ه! هم در آَستان جانان و هم در «قاصدک» علی الخصوص بعد از تصنیف قاصدک یک قطعه بداهه اجرا می کنه که واقعا مسحور کننده است؛
عشق در دل ماند و یار از دست رفت...
- استاد حسین دهلوی و استاد فرهاد فخر الدینی. مثلا سمفونی بیژن و منیژه اثر استاد دهلوی که تا کنون در چند کشور مختلف توسط ارکستر های نسبتا مطرحی اجرا شده یا سمفونی مانی و مانا اثر استاد دهلوی که به مناسبت سال کودکان یونسکو برای کودکان ساخته شد. یا کارهای استاد فخر الدینی که در آنها خوانندگانی چون استاد محمد رضا شجریان یا علیرضا قربانی شرکت داشتند.
- موافقم.
- بداهه نوازی خلق ملودی در لحظه است و اصولا نمی توان تصنیف یا کار های گروهی را به صورت بداهه انجام داد. چون لازم به هماهنگی می باشد. به همین دلیل فکر نمی کنم (با من صنما) بداهه باشد. چون دقیقا مشخص است که خواننده از کجا شروع کند و تقریبا معلوم است که قبلا استاد شجریان همایون و گروه با هم تمرین کرده اند. قوت و ضعف بداهه نوازی یک نوازنده را در چند مورد می توان تشخیص داد. ۱) دادن جواب آواز به خواننده : چون این مورد قبلا تمرین نشده و خواننده به صورت بداهه آواز را اجرا می کند نوازنده هم باید بتواند جواب آوازی به خواننده بدهد که هم شنونده آگاه لذت ببرد هم خواننده سر ذوق بیاید. (حالا خودت می تونی جواب آواز های مشکاتیان و علیزاده رو با هم مقایسه کنی.) ۲) قطعات ضربی که در حین کار به صورت بداهه اجرا می شود.
- از این که جوان هایی مثل تو برای فرهنگ و هنر ایرانی ارزش قائلند خوشحالم.
در جواب عطا!
تصنیف با من صنما یک کار عمل است . بداهه نوازی نیست . در حین تمرین شکل گرفته اما در کنسرت بصورت بداهه اجرا نشده است!
از بدیعترین بداهه نوازی ها بداهه نوازی استاد لطفی در کنسرت کاخ نیاوران است . که حتی بصورت کاملا اتفاقی ایشان در هر سه شب فالشان از حافظ یکی در می آمده!!!