محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

زیر خط تئاتر ...

دیروز به همراه دوستی از بازیگران تئاتر کلبهٔ عمو تم نوشتهٔ خانم هریت بیچر استو و به کارگردانی آقای بهروز غریب‌پور، که چند ماهی‌است روی صحنه رفته‌است، سر صحنه مشغول گپ و گفت بودیم که یکی دیگر از بازیگران جلو آمد و با نگاهی خسته مشغول دید زدن ما شد. من که دستم آمد که با دوستم کاری دارد کنار کشیدم و او جلو آمد و با صدایی که به زحمت به یک زمزمه می‌رسید گفت:‌ «منوچهر جان یه پونزده تومن داری به من قرض بدی؟»
دوست من گفت:‌ «پونزده هزار تومن؟»
جواب داد که:‌ «شرمنده، اما قول می‌دم زود پس بدم.»
و با سری پایین پول را گرفت و رفت.
قابل توجه این‌که این بازیگر جوان که متإهل است و یک پسر هفت ساله دارد، تا به حال در بیش از بیست اثر تلویزیونی و چندین تئاتر متفاوت ظاهر شده‌است.
نظرات 4 + ارسال نظر
sajjad 1387/02/07 ساعت 12:39 ب.ظ

راوی روز های غمگین ...
purepersian جان کی می رسد باران؟(باران استعاره از روز های خوب است!!)

مهدی 1387/02/08 ساعت 12:47 ق.ظ

دوستم می گفت:از آقا مشکاتیان تو آخرین مصاحبش پرسیدن چرا دیگه مشکاتیان ها ظهور نمی کنن؟
گفته: من موسیقی دانی رو می شناسم تو همین ایران که مربی موسیقی یه مهد کودکه.
(زبان حال ): پس گزارشگر محترم لطفا برو و دیگه از این سوالات نپرس...

محمد امین 1387/02/08 ساعت 09:46 ق.ظ

چه کنم با دل تنگم

عطا 1387/02/09 ساعت 04:45 ب.ظ

لحظه های عمر این سامان، می رود سنگین...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد