محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

دانشجو ؟!؟!؟!؟!؟

 

 

به مناسبت سالروز ۱۶ آذرماه ، روز دانشجو ، این بار تصمیم گرفتیم خود دانشجویان درباره این روز و مخصوصآ نقش ، جایگاه و وظایف دانشجو در شرایط جامعه امروز صحبت کنند و نظر بدهند . پس اگر زحمتی نیست به قسمت نظرات مراجعه کنید و در بحث شرکت داشته باشید . در ضمن نمیدونم این روز رو باید تبریک گفت یا نه ؟!!!

نظرات 15 + ارسال نظر
علیرضا 1386/09/15 ساعت 09:12 ب.ظ http://booksociety.blogsky

به خاطر اینکه چراغ بحث ها هم روشن بشه من خودم به عنوان اولین نفر چند نکته ای رو که در باره این موضوع به نظرم می رسه بیان می کنم ، طبعآ این نظرات رو در بعد کاملتر خواهم کرد !
ولی در بتدا به عنوان یک نکته بسیار پر رنگ در مورد دانشجو می خوام به بحث جنبش دانشجویی ( !!!!!!!!!! ) اشاره کنم . در مورد این جنبش ، اصالت و بنیانش یک چیز جالب به نظرم رسیده ، اونم اینکه :
از یک دیدگاه، جنبش دانشجویی محصول جامعه بسته یا جامعه در حال گذار است و همینطور اساساً چون آموزش عالی محصول دوران مدرن است، این جنبش، بزرگترین پارادوکس حکومت های استبدادی محسوب می شود. این نوع حکومت ها به رغم علاقه وافر به جهالت توده ها، مجبور به تاسیس و گسترش دانشگاه ها هستند. این تضاد خود را در شعار و عمل به وضوح نشان می دهد و نمونه های فراوانی در تاریخ و همچنین عصر حاضر دارد ( از نمونه های تاریخی که همواره اشاره بدان راح تر بوده ! : به عنوان نمونه اصلی ترین هدف رضا خان از تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 مقابله با نهادهای سنتی و مذهبی بود، ولی از دل دانشگاه جدی ترین مبارزات بر علیه استبداد رضا خان شکل گرفت و جنبش دانشجویی، ماری در آستین پهلوی ها شد و ال آخر ! )
در نظرات بعدی به بعد مدنی این جنبش خواهم پرداخت !

سلامم

خوبین؟

آخیییی وبلاگتون خیلی جالبو قشنگه :)

خوشال میشم به کلبه برفی منم یه سر بزنین

. . .

منتظرتونم

روزاتون برفی

The one 1386/09/15 ساعت 10:22 ب.ظ http://mahfel.sub.ir

جنبش دانشجویی محصول جامعه بسته یا جامعه در حال گذار نیست. مهمترین این جنبش ها در فرانسه، آلمان، کانادا،‌ چین، انگلیس، آمریکا، اندونزی و البته ایران انجام گرفته. مهمترین آنها در می ۱۹۶۸ در فرانسه اتفاق افتاد که به انقلاب می ۱۹۶۸ مشهور است. و در ابتدا اعتراض به کنترل سیاسی دانشگاه و اختلاف جنرال دوگل با مجلس بوده و از طرف هیچ حزب و سندیکایی حمایت نمی شد. ولی به سرعت به شکل جنبشی چپ گرا در آمد و سندیکاها از آن حمایت کردند و در نهایت سرکوب شد.

محمد امین 1386/09/15 ساعت 10:24 ب.ظ

برای اینکه طولانی نشه که هم خواننده ها حال خواندن داشته باشند و هم من بتونم تایپ کنم.کوتاه می گم نظراتم را در نوبت های بعدی اعلام میکنم:
دیروز از این که به عنوان یک دانشجو مسلمان نمی تونستم جلوی وحشیگری مزدوران گشت ارشاد را بگیرم خجالت کشیدم.از این که نتوانستم از دینم در برابر این اعمال زشت دفاع کنم،گریم گرفته بود.چقدر سخت سکوت.
خیلی سخته همکلاسی تو سلول انفرادی باشه وتو تو کلاس درس +اگه ردیف اول باشی.

sajjad 1386/09/16 ساعت 12:28 ب.ظ

جنبش دانشجویی ! خیلی واژه قشنگیست . البته اگر این دوستان چپ و فمنیست را از آن فاکتور بگیرید قشنگ تر می شود . بقول یکی از دوستان چپ بودن این روز ها در دانشگاه مد شده و مثل این می ماند که تا چهار پنج سال پیش گروه های رپ توی ایران طرفداری نداشتن و لی امروز مثل قارچ همه جا سبز می شن. می گن چپیم ولی یک ریزه هم سواد ندارن و از این دست بسیارند گروه ها و جریان دانشجویی که در بی سوادی و تنبلی خود دست و پا می زنند.مقایسه کنید جنبش دانشجویی سال 57 را با الان ! دانشگاه ما که به طور کلی فضایش فرق کرده . تنها چیزی که جنبش دانشجویی نیاز دارد کمی سواد و کمی گریز از نتبلی ست!

ترانه 1386/09/16 ساعت 04:01 ب.ظ

روزتون مبارک.

به همت کانون موسیقی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، همایشی با عنوان " موسیقی زیر زمینی ایران: با نگاه ویژه به محسن نامجو " روز 3 شنبه 20 آذر ماه از ساعت 12 تا 17 در تالار ابن خلدون این دانشکده برگزار می گردد.
پانل اول: با حضور بهرنگ تنکابنی، مهرداد فلاح و روزبه امین
بررسی کلیاتی پیرامون موسیقی زیر زمینی ایران
پانل دوم: با حضور هوشیار انصاری فر، دکتر سارا شریعتی و امیر احمدی آریان
بحث اختصاصی پیرامون موسیقی و شعر محسن نامجو و هم چنین تحلیل جامعه شناختی این پدیده
برنامه ی ویژه ی همایش: ویدئو کنفرانس زنده با دکتر رضا براهنی
نمایش نسخه ی DVD فیلم مستند " آرامش با دیازپام 10 "، ساخته ی سامان سالور، پایان بخش برنامه می باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاهده ی پوستر همایش به آدرس www.vulturek.blogsky.com مراجعه نمایید.

دیانا 1386/09/16 ساعت 05:37 ب.ظ http://justkhodam.blogsky.com/

خسته ام از این من بی حنجره
خسته ام از پلک منگ پنجره
خسته ام از ظلمت این سایه سار
خسته ام از این همه چشم انتظار
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده
با تو از تو قصه گفتم نازنین
در شب قصه نخفتم نازنین
با تو باید بگذرم از این سکوت
من تو را از تو شنفتم نازنین
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده
باید از این اینه جاری شوم
من نباید در تو تکراری شوم
من به نه ! گفتن گذشتم از حصار
آه !‌ اگر دربند این آری! شوم
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده

The one 1386/09/16 ساعت 07:08 ب.ظ http://mahfel.sub.ir

جنبش دانشجویی اصالتی چپ گرا دارد. شاید اگر جنبش های اخیر ایران هم چپ هستند به همین دلیل و به دلیل مطالعه شان در تاریخ است.
در کشوری که استاد دانشگاه مصونیت مدنی ندارد چه برسد به دانشجو؟
کسی از مصوبه مجلس های پیشین خبر دارد که ورود نیروهای انتظامی را به داخل دانشگاه ها ممنوع می کرد؟

روز تلوزیونتون مبارک!

دانشجو می میرد، ۱۶ آذر نمی بیند!

عطا 1386/09/16 ساعت 07:22 ب.ظ

در باب دانشجو صحبت کردن بسیار به مذاقم خوش می آید. هرچند گاه گاه ته مزه ی تلخی نیز در آن میتوان چشید؛ اول از تلخی اش می گویم؛
وقتی برای سدّ جوع به بوفه می روی و با آدم ها ی تکراری ای روبرو می شوی که همیشه آن جا هستند و وقتشان را با حرف های سبک و رکیک (+ سیگار) پر می کنند و جالب این جاست همه ی آن ها با تو رفیقند و تو را هم به جمعشان دعوت می کنند. این وضع فقط تو بوفه ی پسرهاست ولی بیرون رفتن و خوش گذشتن های واقعی چیز دیگری ست که هیچ گاه به یک جنسیت محدود نبوده ...
از دود سیگار نزدیکه خفه بشی و می زنی بیرون...
وقتی تو صحن دانشگاه با جمعیت زیادی روبرو می شوی و می بینی عده ای که هسته ی جمعیت هستند شعارهای ضد حکومتی و اصطلاحا عدالت خواهانه می دهند و خواهان خواسته های فراصنفی و حتی فراملی هستند. این وسط سرخی پلاکاردهای چپ ها از همه بیشتر دل آدم را به آشوب می کشاند. این جنبش پوسیده است؟!!!...
هرجا قراره انقلابی بشه یا باید بنیادگراها باشند یا همین چپ ها که از قرار تو دانشگاه ما انصافا قوی اند. شاید اگر از جنبش فاصله بگیریم و فضای انقلابی رو رها کنیم، از شر این دو طایفه ی کور ایمان هم خلاص بشیم.
شیرینی اش باشد برای بعد...

شاید فکر کنید، اه ه ه... دوباره که تو سرو کله ات پیدا شد !
اما بدانید که هیچ گاه رهایتان نمی کنم ، هرچند سعدی می گوید:
جور است در جدایی و شوق است در نظر/
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم.

قاضی مرتضوی 1386/09/16 ساعت 11:25 ب.ظ

دست آویز بیگانه!
آشوبگر!
نا آگاه فریب خورده!
ای مخل امنیت اجتماع!
شرور!
جاسوس!
اوباش!
دانشجو!
روزت مبارک!

مهدی 1386/09/17 ساعت 08:38 ق.ظ

۱.سلام
۲.اینا خوبه اگر جنبشی وجود داشته باشه. من که چیزی نمی بینم. همش سکونه. به قول آقا سجاد به جای تفکر و یه کم سواد دانشگاه رو یکسری طوطی مقلد فرا گرفته. چه در بسیج و چه در انجمن اسلامی و یا هر جنبش ساکن دیگری!
۳. باز هم فرض های اولیه ی علیرضا بر آب استوار بود.

سعید 1386/09/18 ساعت 12:23 ق.ظ

سلام
یک: اپیدمی شده ها! هی قیاس با آنطرف آبی ها! بابا در ایران اگر جنبش دانشجویی‌ای بوده ماهیتی متفاوت از جنبش‌های دانشجویی سایر نقاط جهان داشته. فرق جنگ و جهاد را که سابقا عرض کرده بودیم. مبناها خب همان مبناهاست. چشم ایران‌شناس و اسلام شناس نداشته باشی معادلات‌ات قروم‌قاط و قزل‌قرتکی از آب در می آید! مگر جامعه‌شناس ها و مردم‌شناس های اندیشمند و فرزانه‌ی دنیا چهارچرخ‌شان سر تحلیل انقلاب ایران بر هوا نرفت؟ و مگر تا همین حالا پایین آمده؟ (چهار چرخ‌شان!)
امان از این قطحی الفاظ که کار را به اشتراک لفظ می کشاند و ما هم هی سر از قیاس مع‌الفارق ایران با جهان در می‌آوریم.

دو: جمع کنیم بابا هی جنبش جنبش. الان دیگر جنبش سیخی چند؟ غیر از چهارتا که این طرف مدام دم از استبداد حکومت جائر می زنند و چهارتا که آنطرف دم گرفته اند وا اسلاما و سینه می زنند. تو اینها را جنبش می دانی؟ این فن‌کوئل که کنارم روشن است و اینمه زور میزند تا نیم درجه هوای اتاق را گرم تر کند و موفق هم نیست بیش تر از این همه جنبش می جنباندمان. لا اقل پر آستینم می جنبد!

این ها که تا سه چهار تا سر از ۲۰۹ در می‌آورند مابقی ماست ها را کیسه کرده و یک دهم که هیچ یک صدم بل یک هزارم آن‌چه دانشجویان جنبش قبل انقلاب حاضر به هزینه کردن بودند حاضر به پرداخت هزینه نیستند به دلایل مختلف.
که اگر آرمانی بود که بخاطرش می ارزید این ها هم ۴۰۰۰۰۰ جوان بدهند و عزم و جربزه ی اجرایش هم بود حتما تا به حال رژیم عوض شده بود. نیروها را از کل کشور تجمیع کنیم و بریزیم درب زندان را از جا بکنیم و نظامیان را تکه تکه کنید و خب دویست نفر هم کشته و زخمی بدهیم و هفتاد هشتاد نفری هم حکم حبس ابد برایمان ببرند تا مردم ببینند چند مرده حلاجیم. مگر این کار ها در جنبش های دانشجویی قبل انقلاب نمی شد؟
هدف اش ارزش این جان‌نثاری ها را دارد یا نه؟ و اگر دارد تئوری هایش طراحی شده یا نه و اصلا عزمش هست یا نه؟

آن ها هم که دل خوش کرده اند به حکومت دوروزه ی اربابان‌شان در این مملکت و یا می چرند یا می چرانند و مدام وزن اضافه میکنند و بیانیه میدهند که : محکوم می کنیم! و وای اگر خامنه حکم جهادم دهد می خوانند و آنوقت با اولین بی خوابی و کم خوابی نق و نوق‌شان گوش فلک کر می‌کند.

آنها عقل را به مسلخ می برند که نیاز نیست در عوض خدا هست و پیغمبر و امام هستند و دست خدا بر سر ماست...

اینها حرف خدا را آرشیو می کنند که تاریخ انقضایش گذشته.

آنها شیر نفت را نعمتی الهی می دانند که آمده تا دست ما پیش بیگانگان مزدور دراز نباشد. و این بهانه ایست برای رخوت و تعطیلی فکر و خرد شان.

اینها خود انسان را می کنند خدا که نیازی به هدایت از بالا ندارد و اینکه بی‌خود کرده‌اید که کسی را معصوم و مصون از خطا بدانید و ما اصلا نیازی به اینها نداریم و حقایقی را یاوه و بافته می پندارند که تا خرخره در اثبات ما به ازایش در لجن انانیت فرو رفته اند. خب سنت خدا هم در این مواجهه سنت استدراج بوده ولا غیر.

خلاصه عزیز من!
یک جنبنده نشانم بده من جنبش را برایت تعریف می کنم.

..::یا علی::..

علیرضا 1386/09/18 ساعت 05:44 ب.ظ http://booksociety.blogsky

در آخر هم همان طور که در اول وعده داده بودم می توانم این چنین بیان و جمع بندی کنم که در واقع جریان دانشجویی همانند سایر شهروندان و گروه‌های سیاسی واجد دغدغه‌هایی چون استقرار دموکراسی، برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک و ارجحیت منافع ملی بر همه چیز و مصلحت همگانی است، اما روشی که برای رسیدن به این اهداف طی می‌کند با روش احزاب و گروه‌های سیاسی متفاوت است و از معبر دانشگاه و گسترش عرصه عمومی می‌گذرد و نه از رهگذر ساز‌و‌کارهای حزبی. بدین مفهوم جریان دانشجویی از طریق تقویت فرهنگ گفت‌وگو و دفاع از شکل‌گیری نهادهای مدنی، حقوق پایه‌ای بشر و پیش‌بردن پروژه انتقاد در حوزه عمومی می‌تواند راه رسیدن به دموکراسی را هموارتر کند. چرا که تقویت عرصه عمومی به عنوان مقدمه جامعه مدنی در محیطی معرفتی به نام دانشگاه امکان‌پذیر است.
قدرت بحث، گفت‌وگو، نقد و به چالش کشیدن موانع دموکراسی در ایران تنها سرمایه‌های جنبش دانشجویی است که تنها با استفاده از آنها قدرت تاثیرگذاری می‌یابد. فروگذاردن این سرمایه‌ها و پر کردن فضاهای خالی دیگر (ضعف احزاب مطبوعات و ( … می‌تواند به نفع گروه‌های دیگر باشد اما به طور قاطع به زیان جنبش دانشجویی خواهد بود.

علیرضا 1386/09/18 ساعت 06:06 ب.ظ http://booksociety.blogsky

راستی یادم رفت اینو گم ، فکر می کنم به عنوان ( شاید ! )پایان بخش نظرات مربوط به ۱۶ آذر ماه ( که به نوع خودش یک همکاری تیمی خیلی خوب و مثبت بود ! ) مطالب روزنامه اعتماد مورخ یکشنبه ۱۸ آذر ، شامل مقالات و مصاحبه های جناب آقایان : دکتر شیرزاد ، دکتر توسلی ، هادی خانیکی ، صادق زیبا کلام ، دکتر ظریفیان ( معاونت وزارت علوم در دوران دولت خاتمی ) و پاشا رستمی ، به نظر خیلی مفید میاد ! آدرسش در زیر هست ، حداقل سری بهش زدن و حتی یک نگاه سرسری هم خودش کلی کاره !!! :

http://www.etemaad.com/Released/86-09-18/204.htm

به امید اونکه بازم به مناسبت های مختلف از این ویژه کارها داشته باشیم !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد