محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

خرده روایت های راوی: جرز دیوار

راوی عقیده داشت عظمت روایت در راوی آن است نه در چیزی که روایت می شود. پس تصمیم گرفت برای اثبات حرف خود جرز دیوار را روایت کند چرا که در عظمت خود شکی نداشت. راوی بی خبر از همه جا شروع به روایت جرز کرد و برای دانستن معنای آن سری به فرهنگ لغت زد. راوی بزودی فهمید که جرز همان دیوار است و جرز دیوار ترکیبی بی معنی و زاید است. پس راوی تغییر عقیده داد و قبول کرد که راوی هر که می خواهد باشد، روایت جرز دیوار فقط به درد لای جرز دیوار می خورد.

نظرات 8 + ارسال نظر
پشوتن (Pashutan) 1386/08/21 ساعت 10:23 ق.ظ

بسیار نشاط رفت

یادگاری بود بر جرز؟!

فرهاد 1386/08/21 ساعت 12:38 ب.ظ http://15khordadi.blogsky.com

فوق العاده...

من هم موافقم که جرز دیوار ترکیب فوق العاده... ای است!

حامد 1386/08/21 ساعت 02:22 ب.ظ

ورود به مرز های یک ذهن
انسان را انسان کرد

راوی بداند یا نه
هر روز به «جرز دیوار»
حواله می گردد...!

بیچاره جرز/بیچاره دیوار

ناظر* بخواند یا نه
نظرات "جرز دیوار" فقط به درد جرز دیوار می خورد!

*ناظر: نظرگذارنده بر وزن راوی!

بیچاره ناظر/بیچاره سجاد!

رویا 1386/08/23 ساعت 04:21 ب.ظ

جرز دیوار....

... دیوار جرز

محمد امین 1386/08/23 ساعت 11:03 ب.ظ

سلام
تا وقتی من سیاست مدار نشوم جهان پر از تبعیض است

فکر نکنم هیچ سیاست مداری، حتی اگر به درد جرز دیوار هم بخورد، بتواند تبعیض بین جرز و دیوار را بر طرف کند!!

مهدی 1386/08/26 ساعت 08:44 ق.ظ

ببخشید ولی این راوی نیست که باید سراغ روایت بره که روایت خودش می آید! نمی خوام اراده رو نفی کنم ولی وقتی یکی می خوات در مورد چیزی بنویسه خوب نمی نویسه...
نمی دونم فهمیدی یا نه؟!

بهمین خاطر نیست که جرز دیوار به درد جرز دیوار می خورد؟!
بر طبق روایت راوی هرکاری می تواند بکند، حتی روایت!
هر روایت خود راوی خود را انتخاب می کند

حامد 1386/08/27 ساعت 12:08 ق.ظ

و هنوز جرز دیوار بسیار بهتر و جالب تر است تا بررسی جهان بینی که به درد جرز دیوار هم نمی خورد!
«مع‌الوصف نشر هفتگی آن هم عملا فعلی خبط می نُماید!» و راوی این متن نیز از این درد رنج می برد که چرا جرز و دیوار همواره قرار دادی به بلندای ابدیت با پستهایش دارند .
ناظری چون من ترجیح می دهد با دیوار و جرز(جرز دیوار سابق) سر وکله بزند! تا با آنچه به درد جرز دیوار هم نمی خورد!!!

از لطف شما نسبت به جرز کوتاه ما مسرور شدیم!
مع الوصف نظری چنین از دیوار ما رد نمی شود، ناظر این نظر نیز از این درد رنج می برد که چرا باید از تمام دیوار های پست و بلند گذر کند
هر چقدر خواستید روی دیوار کوتاهم بنشینید و رویش یادگاری بنویسید ولی فحش نه!

حامد 1386/08/27 ساعت 11:31 ب.ظ http://garmegap.blogsky.com

تا پست بعدی خودت٬ باز هم باید گفت از این جرز و این دیوار! این موضوع جای بسی تدبیر و تعمق نیز دارد! گرد آن می گردیم تا راوی سخن دیگر آورد!


می گوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفته ست
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد