این سفارش های پدری است که می رود ، پدری که می داند لحظه ها می گذرند ، می داند زندگی اش رو به پایان است .
پدری تسلیم نظام روزگار ، از دنیا بیزار ، ساکن خانه های گذشتگان ، که می داند نوبت اوست خانه ها را بگذارد و برود .
این سفارش های پدری است به فرزندش و فرزندان آرزوهای درازی که دارند ، که به آنها نمی رسند ، در راهی می روند که به نابودی می رسد ، فرزندان انسان نشانه گاه تیر دردها ؛ اسیران روزگار ؛ تیررس رنج ها ؛ بندگان دنیا ؛ معامله گران هیچ و پوچ و برنده های رقابت فنا و زوال اند . فرزندان انسان ؛ در بند مرگ ؛ ناگزیر از رنج ؛ همدم اندوه ؛ آماج بلا ؛ شکست خورده شهوت و جانشین مردگان اند .
فرزندم این روزها که می بینم دنیا پشت کرده و آخرت نزدیک می آید ، از فکر و ذهن دیگران رها شده ام ، به بیرون از خود اعتنایی ندارم ، نگاهم از مردم به درونم برگشته ، به خود می اندیشم ، نزدیک شدن مرگ ، از فکرها و خواهش ها هم مرا منصرف کرده و حقیقت وجودم را عریان پیش چشمم نهاده . مرا مشغول اموری جدی کرده که شوخی بر نمی دارد ، به حقایقی کشانده که عین واقعیت اند .
فرزندم این روزها از فکر دیگران بیرون آمده ام ولی به تو فکر می کنم چون تو پاره وجود منی نه ! ، بالاتر از این ، تو خود منی ! رنجی به تو برسد ، به من رسیده . مرگ اگر سراغت بیاید سراغ من آمده . حال و احوال تو ، حال و احوال من است به همین خاطر این نامه را می نویسم ، می نویسم تا پشت و پناه تو باشد ، چه من زنده بمانم چه نمانم . . .
بخشی از نامه ۳۱ نهج البلاغه
نمی دونم چرا امسال این شکلی شده. تا حالا ۳ بار از یک ماه پیش این قسمت از نامه رو خوندم.
۱- سخنرانی اقا پناهیان
۲- مجله همشهری جوان
۳-شما
نمی دونم یا خود امام می خوات من دقت کنم یا شما ها با هم دست به یکی کردین؟؟؟
امام علی(ع) تا زمانی که از دنیا نرفت، نه مردم شام شناختندش و نه یتیمان کوفه و نه ...
شاید مومن نباشیم تا علی امیرمان باشد ولی همیشه از خاک خواهیم بود تا علی پدرمان باشد
سلام
نمدونستم امام علی نثر ادبی هم مینوشته ....چه ترجمه ی قشنگی
گاه باید خوانده ها را دوباره خواند.
سپاس
بیشتر باید بخوانیم و بدانیم...
پسر علی بودن تنها میراث خور اسم بابا بودن نیست
ای دل خلاف هروله حاجیان مرو
کافی ست هرچه عقل در افتاد با خدا
بگذار بی مجادله از نیل بگذریم
تا از عصا نساخته است اژدها خدا