للحق
از: پدری
که در آستانهی فناست. و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده. نکوهندهی جهان است و آرمندهی سرای مردگان، و فردا کوچنده از آن.
به: فرزندی
که آرزومند چیزیست که بدست نیاید، رونده ی راهیست که به جهان نیستی درآید. فرزندی که بیماریها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تیر مصیبتها بدو پران است و خود، دنیا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فریب است و فنا را وامدار، بندهی مردن و همسوگند اندوههای جانآزار. غمها را همنشین است و آسیبها را نشان. به خاک افکنده خواستههاست و جانشین مردگان.
اما بعد؛ ...
این نامهای است از امیرمومنان به هر کس که برای او بر خود حق پدری قائل است. پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفتهاند این امت فرزندان علی(علیهالسلام) حساب میشوند.
نامهی پدر را که نخوانده نمیشود گذاشت! -پدری که بر ما از خود ما مستحقتر است-
بیشتر نامه ها را باید تنها خواند. ولی بعضیهایشان هستند که باید در جمع خوانده شوند.
نامهی امیرالمومنین علیهالسلام به امام حسن علیهالسلام، از این دست است. نامهی سرگشادهای که مخاطبش تمام کسانی ست که طالب کلام هادی اویند.
هم از لحاظ مخاطب عام داشتن باید جمعی مطالعه شود و هم از این لحاظ که نامهی یک امام معصوم به امام معصوم دیگر در پایان عمرش به اندازهای قابل تامل است که نیاز به فکر جمعی دارد -انشاالله که تمام جمع از برکات آن بهره ببرند-
برای همین، از همهی شما دعوت میکنم اگرتحت جذبهی کلام پدر قرار گرفتهاید بیایید برای خواندن نامه ی 31 نهج البلاغه یک حلقه مطالعه تشکیل بدهیم.
فلسفه وجودی «حلقه» تقریبا همان است که گفتم. به این روش که در جلسات هفتگی با دوهفتهای اعضای حلقه بخش معینی از نامه را میخوانند و بعد جمع میشوند به بحث. از بیان قسمتهایی که برای هر کس جالب و خاص بوده، تا درک فردی از پیام نامه، یا مطرح کردن سوال و ابهام و...(مثل همین بحث زمان که چند روزیست مطرح شده)
دعوت کردن استادانی که راهگشای نقاط توقف یا سوالهای بحث انگیز بیپاسخ ما باشند، ضروری ست که کانون مطالعات و تحقیقات فرهنگی دانشگاه هماهنگی آن را برای هر چند جلسه یکبار به عهده خواهد داشت.
منبع اصلی مطالعه، کتاب «حکمت و معیشت» است از دکتر سروش که به حق خیلی خوب شرح کردهاند. البته نباید به همین اکتفا کرد. و حتما باید دنبال تفسیرهای دیگر مثل ابنابیالحدید (که در پست زمانداران نام بردهاند) هم بود.
ارتباط با «بنیاد نهج البلاغه» هم در برنامه است، اگر پاسخ مثبت بدهند.
لطفا حضورتان را خبر بدهید.
eg.motaleat.aut@gmail.com
اگر هستید، بسم الله.
حافظ اگر قدم نهی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
البته پیشنهاد خوبی مطرح شد ولی یک نکته را توجه کنید که 4 نفر از اعضای وبلاگ از دانشگاه شریف هستند و در این مدت تنظیم وقت (در آستانه امتحانات) کار دشواری است!
ببینیم دیگران چه می گویند!
به نظر من مثل کتاب تضاد دولت ملت که تعداد خوبی ار اعضای محفل آن را خوانده اند این کتاب هم توسط اعضا خوانده شود!
صد البته که مطالعه بعد از نوشتن به زعم حقیر بزرگترین هنر بشر است که تقریبا همگان قوه بهره گیری آن را دارند. به همین جهت، این که مطالعه را - فی نفسه - به اعضای محفل محدود نماییم نه تنها ناممکن است بلکه خیانتی است هم در حق نویسندگان و هم در حق خوانندگان.
البته جلسات محفل را به مانند گذشته و به اندیشه من باید در همان گروه نسبتا بسته و خانواده وار محفل به انجام رسانید و این که جز این باشد یحتمل ممکن نمی باشد. چرا که معمولا بعد از مشاهده مطالب و استدراک آنان اعضا هر یک به میزان برداشت خود مطلبی را در وبلاگ منتشر می نمایند که یقینا این را نمی توان گسترش داد.
به شخصه با پیشنهاد مطالعه شما - و دوستان دیگر - موافقم، اما از آن جا که به همان درد سجاد مبتلایم (یعنی حضور در دانشگاه شریف) نمی توانم تا دو سه ماه دیگر در هیچ برنامه اضافه ای به جز آن هایی که تا کنون در آن ها شرکت می جستم حضور یابم.
مراتب تصدیق/.
«اگر دیروز را به مانند امروز خویش بشناسیم فردا از آن ما خواهد بود، حال آن که اگر دیروز را رها کنیم، امروز خود را رها کرده ایم و فردایی انتظار ما را نخواهد کشید.»
انتظار می رفت که این پیشنهاد برای اغلب محفلی ها جالب باشد ولی باید به شریفی ها و (آن ستاره ی سهیل مقیم قم) نیز حق بدهید که فرصت حضور در چنین جلساتی که موسس و متولی آن یکی از دانشجویان و کانونهای پلی تکنیک است را در رویاهایشان جستجو کنند.
بیشتر بحث خواهیم کرد(F2F)
طرح خوبی است ولی با توجه به مساله یکی نبودن دانشگاه ها فعلا بهتر است فقط به قسمت مطالعه ی انفرادی نامه اکتفا کنیم. تا انشاءا... در فرصتی مناسب به بررسی جمعی آن بپردازیم.
"پس باید خواسته تو نسبت به آن راه از روى طلب فهم و کسب دانش باشد، نه افتادن در شبهه ها و بالا بردن بحثها و جدلها. و پیش از قدم نهادن در راه فهم و دانش براى شناخت آن راه از خداوند یارى بخواه"
salam khedmat e ozve jadid
nazar e man ham majmooei az nazarat e payin e
pas tekrar nemikonam
سلام
پیش فرض من برگزاری حلقه در جایی مثل یکی از کلاسهای دانشکده یا اتاق کانون مطالعات بود. که با توجه به حرفهای شریفی ها برایشان امکان ندارد حضور پیدا کنند.
بنابراین یک راه میماند و آن اینکه علاقمندان به شرکت در این برنامه، که نمیتوانند در جلسه هایش شرکت کنند، با برنامه ی حلقه نامه را بخوانند و همینجا یا در یک فضای دیگر، مجازا با جمع همراه باشند.
البته فکر میکنم باید توضیح بدهم که شرح این نامه چهار جلد است و با توجه به امتحانها و سایر ملاحظات آموزشی به طور رسمی فعلا شروع نمیشود. تازه به همین زودی ها هم تمام نمیشود. پس میشود بالاخره یکجوری به جمع رسید.
از توجه شما خیلی سپاسگزارم