محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

محفل

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!

مکتوب می رسید فراوان ولی دریغ خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود


با توجه به نزدیک شدن روزهای تاسوعا و عاشورا مطلبی مفید و تحلیلی از این واقعه در دوقسمت ارائه می شود که ارزش خواندن را دارد:


بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی
سخنرانی شب عاشورا حسینیه ارشاد


متن کامل سخنرانی درحسینیه ارشاد . شب عاشورا ، 19 / 11 / 84


قصد من دراین مقال، بیان مسائل معرفتی اسلام حسینی است نه مصائبی که به طور معمول رایج است و همه‌ در این ایّام انتظار شنیدن آنرا دارند. اجازه دهید در این سخن به جای " ذکر مصائب " به " ذکر مسائل " بپردازیم؛ چرا که در نحوه‌ی مواجهه ی شیعیان‌ با مسئله ی کربلا و عاشورا مصیبتی بزرگتر از مصیبتی که برای امام حسین در کربلا واقع شد، اتفاق افتاده است. به نظر می رسد نیاز ما به مسائل معرفتی در این زمینه بیشتر از مسائل احساسی و عاطفی باشد. جامعه و مجالس مذهبی ما آکنده از مباحث احساسی و عاطفی شده است که چه بسا در جای خود مفید باشند؛ امّا اگر این شور با " شعور " همراه نشود، چه بسا همین شور حسینی متأسّفانه در خدمت امور دیگری قرار ‌گیرد که قطعاً با هدف امام حسین سازگاری نخواهد داشت. از " استحاله ی دینداری " می توان سخن گفت که موضوع سخن امشب من نیست. امّا در نظر بگیرید که مجالس ما امروزه به سمتی می رود که هم قبل و هم پس از انقلاب به طور جدّی از سوی متفکّرین معاصر ما، زنده یادان شریعتی و مطهّری، مورد انتقاد واقع شد و تا حدود زیادی هم اصلاح شد؛ امّا متأسّفانه به دلیل نیاز کسانی که برای بقا در عرصه ی قدرت و ثروت به " عوام فریبی دینی " محتاج هستند، دوباره در جامعه‌ فضایی نضج گرفته است که بدیهی‌ترین اهداف دینی به نام حسین، عاشورا و کربلا زیر پا گذاشته می شود. مدّاحی‌ها و نوحه‌هایی سراییده و پخش می‌شود که هیچ تناسبی با قیام سیدالشهدا نداشته و ندارد. در اکثر مضامینی که از صدا و سیمای رسمی کشور پخش می شود، مطالبی را می شنویم که روح امام حسین را می لرزاند. معنای مسلمانی یا تشیّع صرفاً ذکر نام و مصائب حسین نیست؛ معنای اسلام یا تشیّع، زنده داشتن اهداف نهضت حسینی است. اگر آن اهداف درست تشریح شود، واضح است که بسیاری از این افراد سودجو و قدرت طلب محلّی از اعراب نخواهند داشت. چقدر دردناک است که با نام حسین، هدف حسین را به خاک بکشند و از یادها ببرند. زمانی که بیشترین تأکید در مجالس مذهبی ما به ثواب روضه و نفس گریستن و گریاندن یا نفس عزاداری معطوف شود، وقتی هدف ما این گونه امور عاطفی و احساسی باشد، کمتر توجّه می‌کنیم که امام حسین کاری بزرگتر از این مصائب داشت. عزاداری و ذکر مصیبت راهی است برای زنده نگه داشتن و احیای اهداف نهضت کربلا. نه اینکه خود موضوع باشد و یا تبدیل به هدفی شود برای کسب و یا گذران دو رو‌زه ی دنیا. بحث امشب، بحث استحاله ی دینداری به طور کلی، نیست. بلکه یکی از جزئیات و شعب جدّی آن است تحت عنوان " استحاله ی تلقّی از امامت "؛ و آنچنان که افتد و دانید، امامت در کنار عدالت رکن مذهب تشیّع است؛ تا آنجا که تشیّع را امامیّه نیز خوانده اند. بحث از امامت و اصلاح فهم آن بحثی محوری در اندیشه ی دینی است.


یکی از کارهایی که امام حسین در بر شمردن اهداف خویش بر آن تأکید کرد مسئله‌ی " اصلاح" دین یا اصلاح امّت پیامبر بود. آنجا که به این سؤال مقدّر پاسخ می دهد که برای چه می‌خواهم قیام کنم؟ امام حسین در وصیّت خود به برادرش، محمّد بن حنفیّه، با شفافیّت اهداف قیامش را بازگو می کند: « إنّما خَرَجتُ لطَلَبِ الإصلاحَ فی امّت جَدّی أُریدُ أن آمِرُ بالمعروف و أنهی عن المُنکَر و أُسیرُ بِسیرَة جَدّی و أبی علی بن ابی طالب ». ( من برای اصلاح در امّت جدّم، پیامبر، خروج کردم؛ می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره و روش پیامبر و پدرم، علی، عمل کنم.) سیدالشهدا به عنوان یک اصلاح طلب و مصلحی که می‌خواهد انحرافات موجود در جامعه‌اش را از بین ببرد، قیامش را آغاز می‌کند. اصلاح دین در امّت پیامبر، بازگرداندن دین به مسیر اصلی، مبارزه ی بی امان با انحرافات و کجروی هایی که به نام دین انجام می گیرد. این است هدف امام حسین. امّا اصلاح در دین به ویژه زمانی که یک امر دینی در طول زمان گسترده و همه گیر شده باشد و به میزانی گسترش یافته باشد و از عمق آن کاسته شده باشد و به واسطه ی همین گسترش توده‌ای کمتر به عمق و ژرفای آن توجّه شده باشد، چه بسا مشکل زا و مصیبت زا خواهد شد.


امام حسین به نام خدا و به خاطر عشق به خدا برخاست و برای احیای کلمه‌ی حق قیام کرد؛ و همه‌ی هدفش آن بود که در نامه به مردم بصره تصریح می کند: « أنا أدعُوکُم إلی کتاب الله و سنّت نَبِیِّه فإنُّ السنّه قَد أَمیتَت و إِنّ البِدعَه قَد أُحییَت»؛ (من به کتاب خدا، قرآن، و سنّت پیامبرش، محمّد، دعوت می کنم؛ سنّت مرده است و بدعت احیا شده است.) آری سنّت پیامبر را به نام پیامبر، آنها که به نام پیامبر بر مسند پیامبر نشسته اند، کشته اند و به جای آن بدعت و انحراف را زنده کرده اند. " اصلاح امر دین " ذاتی قیام امام حسین است و والاترین پیام قیام امام حسین، اسلام خواهی و خدا خواهی است. مردم را هم برای خدا می خواهد؛ و سعادت را در احیای واقعی خدا پرستی و اسلام خواهی در میان مردم می‌داند. در مرام حسین " عشق به خداوند " حرف اوّل را می زند. امام حسین در تشریح نهضت برای فرزدق شاعر چنین می گوید: « إنّ هؤلاء قومٌ لزموا طاعه الشیطان و تَرَکُوا طاعَه الرحمن »؛ ( ای فرزدق! اینان پیروی از شیطان پیشه کرده اند و اطاعت از خدای رحمان را وانهاده اند.) سپس این گونه به محور های اصلی قیامش تأکید می کند: « أنا اَولی مَن قامَ بنصرتِ دینِ الله و إعزازَ شَرعِه و الجِهاد فی سَبیلِه لتکون کلمه الله هی العُلیا »؛ ( من – حسین بن علی _ سزاوارترین فرد برای یاری دین خدا، عزیز داشتن شریعت او و جهاد در راه او هستم، تا نام خداوند برترین باشد.) غایت نهایی در نهضت حسینی " کلمة الله " است و " کلمة الله " جامع همه ی زیبایی ها و نیکویی ها ست. مردم از دید حسین تنها از این راه به سعادت می رسند. فریاد امام حسین از این نکته بلند است که هنوز 50 سال از رحلت پیامبر نگذشته است که مفاهیم اصلی دین استحاله شده‌اند و کسی برای آن نمی‌گرید و بر علیه آن اقدام نمی‌کند؛ و مسئله به حدّی از حساسیت رسیده است که می بیند جز مبارزه و جان عزیز را در کف اخلاص نهادن، هیچ راهی برای بازگرداندن این آب حیات به مسیر اصلی اش نیست. بنابراین اگر امروز بخواهیم سخنی حسین پسند در شب عاشورا بگوییم، باید همان کاری را کنیم که امام حسین در روزگار خود کرد. ببینیم در زمان ما چه مفاهیمی از جای خود منحرف و مسخ شده اند. دشواری هم در اینجاست. آیا عدالت از این دسته مفاهیم تحریف شده است؟ عدالت مفهومی ماقبل دینی است. این دین نیست که عدالت را محک می زند و تعریف می کند، این عدالت است که دین را ارزیابی می کند. عدالت همواره به شکل فطری درک می شود و در هر زمانی قابل شناخت است. بله! در آن زمانه، حسین عدالت خواه و ظلم ستیز بود و تردیدی در آن نیست؛ ولی بالاتر از اینها، در طول تاریخ کم نبودند کسانی که برای ظلم ستیزی و گسترش عدالت قیام کردند، امّا نام هیچ یک، چون حسین جاودانه نشده‌است. حسین بالاتر از عدالت و نفی ظلم خواست. اینکه یک امّت، یک ملّت، این گونه حسینش را می ستاید، نشان دهنده‌ی چند بعدی بودن قیام حسین است؛ که یک بعدش ظلم ستیزی بود. بعد دیگرش دین خواهی و اصلاح مذهبی بود که حسین به خاطرش بر خاست. امّا در طول تاریخ، در این حدود 1400 سال بسیاری از نکات محوری و ذاتی این تلقّی دینی به تدریج تغییر کرده‌اند.


وقتی می‌خواهیم از نهضت حسین فقط صنعت اشک گیری و تحریک عواطف و احساسات داشته باشیم، لازم است بعضی تغییرات داده شود؛ که داده شده است. در این مسائل صرفاً توده‌ی مردم و عوام گناهکار نیستند؛ متأسّفانه مبلّغان مذهبی و عالمان دین گناهشان بسیار بیشتر از توده‌ی مردم عاشق بوده است. یکی از مفاهیمی که در طول زمان دچار تحوّل جدّی شده است خود مفهوم " امامت " است. آری! حسین امام بود.


امّا امام یعنی چه؟ امام حسین خودش را خطاب به مردم در مکّه، بصره، کوفه و کربلا چگونه معرفی کرد؟ و ما بر سر منبرها، در روضه خوانی ها و مدّاحی ها، امام را چگونه معرّفی می‌کنیم؟ بین امامتی که حسین بن علی تبیین کرد و یا امامتی که در نهج‌البلاغه و متون معتبر دینی یافت‌ می‌شود، با امامتی که از زبان سخنگویان رسمی، در محافل مذهبی توجیه و تبلیغ می‌شود، چه قدر فاصله است؟ فاصله ا‌ی میان ماه من تا ماه گردون.


این مطلب ادامه دارد ... !


در ضمن این مطلب از سایت کدیور برداشت شده بود ! می توانید برای مطالعه سخنرانی ها ، مقالات ، مصاحبه ها ، دروس و کتابها و غیره از ایشون به اونجا مراجعه کنید !


برنامه های ایام محرم که به نظر فرصت بسیار مناسبی برای ارتقای شناخت مفاهیم عاشوراست :


- دوشنبه 9 بهمن: محسن کدیور . شروع مراسم 19:30 . مکان میدان توحید – خیابان پرچم کانون توحید
- ناصر مهدوی و محسن کدیور در شب شام غریبان . شروع مراسم 20:30 . مکان: حسینیه ارشاد
- روز تاسوعا: سخنرانان دکتر ابراهیم یزدی و مهدی چهل تنی . شروع مراسم 9:30 صبح . مکان:پاسداران انتهای خیابان بوستان دوم (شهید اخوان)ساقدوش-گلستان دوم پلاک 116


به جز اینها شرح کامل برنامه ها به صورت زیر می باشد :


- شنبه7 بهمن: مسعود ادیب یکشنبه 8 بهمن:علیرضاعلوی تبار دوشنبه 9 بهمن: محسن کدیور سه شنبه10 بهمن: هاشم آقاجری شروع مراسم 19:30 مکان میدان توحید – خیابان پرچم کانون توحید


- حسن یوسفی اشکوری و محمدصادق کاملان در شب تاسوعا، احمد قابل و هاشم آغاجری در شب عاشورا ناصر مهدوی و محسن کدیور در شب شام غریبان شروع مراسم 20:30 مکان: حسینیه ارشاد


- روز تاسوعا: سخنرانان مهدی چهل تنی و ابراهیم یزدی روز عاشورا : سخنرانان احمد قابل و حسن یوسفی اشکوری شروع مراسم 9:30 صبح مکان:پاسداران انتهای خیابان بوستان دوم (شهید اخوان)ساقدوش-گلستان دوم پلاک 116



علیرضا

نظرات 6 + ارسال نظر
sajjad 1385/11/07 ساعت 08:54 ب.ظ http://www.sarzamindaroon.persianblog.com

آقا خیلی تشکر می کنم لطف کردید و مطلبی اینچنین مهم را مطرح نمودید.
جناب دکتر کدیور در خطبه های نماز عید فطر سال گذشته را سال ترویج خرافات نامید. این نکته و قتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که می بینیم مهم ترین مقامات سیاسی کشور خود در خرافات غرق شده اند. نیازی به نام بردن نیست!
من پارسال سعادت داشتم در آن مجلس حضور پیدا کنم و به دوستان توصیه می کنم حداقل یکی از این مراسم های معرفی شده را در نظر گرفته و شرکت کنند.
نکته ای می خواهم توجه شما را به آن جلب کنم تغییر دیدگاه رسانه ملی نسبت به موضوع عزاداری است . امسال به شدت در حال مبارزه با چیزهایی هستند که خود بیش از هر کسی مروج آن بودند.
شنیدم امسال روی تابلو هایی که بنام چهره امام حسین مطرحند پارچه کشیده اند که ما می خواهیم با این مسائل مبارزه کنیم!؟

امین 1385/11/08 ساعت 08:00 ق.ظ http://kaftarbaz.blogsky.com

سلام دوست عزیز
از وبلاگت بازدید کرم با حال بود
خوشحال میشم به ماهم سر بزنی
راستی اگه اومدی نظر یادت نره !!!
امین اهواز

The one 1385/11/08 ساعت 01:07 ب.ظ http://محفل

ممنون! البته این سخنرانی هم "ذکر مصائب" بود، مصائب ما!
ولی نکته ای که تو عاشورا مورد توجه منه اینکه:

اگر حسین بن علی امام نبود چه برداشتی از عمل او می شد؟
اگر کسی غیر از امام و نوه ی پیامبر قیام می کرد عمل او بدعت و مخالف با "خلیفه و رهبر جامعه اسلامی" نبود؟

بطور خلاصه: کدوم "اصلاح طلبی" کافر و منافق و امریکایی نیست؟!!!

عطا 1385/11/08 ساعت 09:36 ب.ظ http://محفل

ممنون دوست من!
دردنامه ای بود که درمانی در پی نداشت. چگونه بگویم. کم پیدا می شود کسی مانند کدیور که این گونه ،صریح، مجالس عزایی را که قرنهاست با نگرشی ثابت و سنتی اجرا می شود را به نقد بکشاند. و البته نقدهایی که الحق جواب ندارد چون حرف حساب است. ولی امیدوار بودم کمی هم به فکر جایگزین احساس و عاطفه در معادلات مذهبی و دینی خود باشیم. نمی توان منکر نقش احساس مذهبی در دینداری امروزی شد. سابق بر این می شد، زیرا هجوم افکار بیگانه اینقدر محکم و قوی نبود و بیم فتح افکار جوانان به شدت امروز جدی نبود. و البته کدیور و مطهری هم به این معتقد هستند زیرا این حرفها را در مکانهایی نقل می کنند که می دانند مخاطبانشان نیازی به برانگیختن احساسشان ندارند. ولی اگر از حسینیه ارشاد و کانون توحید صرف نظر کنیم و به مکانهایی مثل بیت و مسجد محلمان و مهدیه و ... نگاهی بیندازیم، انصافا حق نمی دهید که روضه ی سیدالشهدا فعلا اولویت دارد؟!

م. 1385/11/09 ساعت 03:54 ب.ظ http://solouk.ir

مکتوب می رسد فراوان ولی دریغ خطش تمام کوفی و رنگش فریب بود
گاهی که یوسفی اشکوری که منکر عصمت امامان است
از حسین بگوید

و علیرضا علوی تبار از آل علی .....
دیگر

چه بگویم ...آخر الزمان میمونها بالای منبر می روند!

sajjad 1385/11/11 ساعت 02:01 ب.ظ http://www.sarzamindaroon.persianblog.com

دوست عزیزی که جرئت نوشتن اسمت را هم نداری !
آن که باید به ترسد تو نیستی . آن منی هستم که دستان به خون حسین آلوده مردانی را دیده ام که امروز دم از حسین و دین می زنند اما خود بیشترین جفا ها را به دین می کنند.
اگر ما میمون محسوب می شویم ....!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد