خرده روایت های راوی: ملودی صبح

راوی بیدار شد. چشم هایش را شست. ساعت را نگاه کرد. فهمید دیر شده. قهوه اش را سر کشید. بی خیال تُست شد. کتش را پوشید. خودنویسی همراهش برد. به اتوبوس نرسید. روایتش تمام شد. 

 

با الهام از آهنگ A Day in the Life گروه Beatles