شش از چهل - جهان‌بینی علمی مدرنیسم

"ب"



سلام



خب! گویا اجماع جهانی بر این است که مدرنیسم (حدود ۲۰ پست) و پست مدرنیسم (حدود ۲۰ پست دیگر) را PDF کنیم بزنیم حاشیه . مانعی نیست الا اینکه ما به مرور انتشارش در اینجا کامل‌ترش می کردیم و اصلاح و احیانا حذف و اضافاتی. خب برای وقت وسعت بیشتری بود. اما این روش مجال آن را می گیرد که دستی به تدبر و حوصله به سر و گوش‌اش بکشیم. همین است که هست!


مع‌الوصف نشر هفتگی آن هم عملا فعلی خبط می نُماید! میل‌مان که هست. نهایتا سوال و مسئله ای بود بفرمایید هستیم.



---------------------



از جهان بینی 4... 5 تا را بگویم خوب است:


الف) جهان بینى علمى


ب)عقل و عقلانیّت


ج) انسان گرایى و فردگرایى


د) انکار سنّت ها


هـ) سکولاریسم



این پست:


الف) جهان بینى علمى


علم جدید، به دلیل محدود بودن آن به امور قابل مشاهده و توصیف و اندازه گیرى، نمى تواند جهان بینى قانع کننده اى به دست دهد. ما هیچ گاه خدمات علم جدید و فراهم آوردن اطلاعات بسیار فراوان آن درباره ى جهان محسوسات و آثار و نتایج آن را در زندگى روزمرّه انکار نمى کنیم، اما آنچه درخور توجه مى باشد، این است که تصویرى که علم جدید ارائه مى کند، تنها قلمرو محسوسات را شامل مى شود و هیچ گاه از جهان غیر محسوسات تصویرى به دست نمى دهد و از این رو جهان بینى آن نیز ناقص مى گردد. چرا که نمى توان همه ى هستى و همه ى ابعاد آن را در بند آزمون درآورد. مثلاً این که آیا جهان آغاز و فرجامى دارد، یا از هر دو طرف بى نهایت است، قابل آزمون نیست.


این که دانشمندانى چون دکتر نصر، اشتباه محورىِ تجدّد انسان متجدّد را در این نکته دانسته اند که مبناى نظام فکرى خویش را واقعیّت جهان خارجى قرار داده اند، به همین معناست. این در حالى است که در همه ى سنّت ها، محور اصلى، واقعیّت خداوند است و نه جهان مادى و به دلیل این دید محدود و غیر جامع جهان بینى علمى، بسیارى از متفکران بر این عقیده اند که جهان بینى علمى اساساً جهان بینى نیست، بلکه علم زده (Scientistic) است و چون هستى منحصر در طبیعت نیست، جهان بینى علمى را جهان بینى معتبرى ندانسته اند.


عرصه هایى که به دلیل محدود بودن علم، مشمول ضبط و مهار علم نمى شوند، عبارتند از:


1. ارزش هاى ذاتى و هنجارى;


2. معانى وجودى (آیا x وجود دارد؟) و معانى نهایى (معناى زندگى چیست؟);


3. اهداف و علل غایى;


4. کیفیّات;


5. امور نامرئى و غیر مادى;


6. موجودات برتر از ما.


علاوه بر محدودیت هاى مزبور، ضعف دیگر جهان بینى علمى آن است که حتى تصویرى که علم نسبت به جهان محسوسات ارائه مى دهد، موقتى و غیردائمى است; بدین معنا که همواره امکان پدید آمدن تغییرات کوچک یا بزرگ در این تصویر وجود دارد. به تعبیر دیگر، از دید علمى، چهره ى جهان روز به روز در حال تغییر است; چرا که علم بر فرضیه و آزمون مبتنى است و نه بر اصول بدیهى اولى و عقلى، و از آن جا که فرضیه و آزمون داراى ارزشى موقت هستند، جهان بینى علمى نیز جهان بینى متزلزل و بى ثبات است. در حقیقت، غفلت از همین دو عامل (محدودیّت و موقتى بودن تصویر علمى) باعث شده است متجدّدان از آن جهان بینى بسازند.


گذشته از همه ى اینها، ارزش جهان بینى علمى، ارزش عملى و فنّى است و نه نظرى; در حالى که آنچه که مى تواند تکیه گاه و مبناى یک ایدئولوژى قرار گیرد، ارزش نظرى است نه عملى.


هر انسانى نیازمند اتخاذ ایدئولوژى براى زندگى خویش مى باشد. در واقع، ایدئولوژى و مکتب از ضروریات حیات اجتماعى است. و ایدئولوژى نیازمند نوعى جهان بینى است که داراى سه ویژگى عمده باشد:


1. به مسائل اساسى جهان شناسى که به کلّ جهان مربوط مى شود، پاسخ دهد و نه به جزء خاص;


2. ارائه ى معرفت و شناسایى آن پایدار و قابل اعتماد و جاودانه باشد، نه موقت و متغیر;


3. آنچه ارائه مى دهد، از ارزشى نظرى و واقعیّت نمایانه برخوردار باشد، نه صرفاً عملى و فنى.


اما چنان که دیدیم، جهان بینى علمى، با همه ى مزایایى که در جهات دیگر دارد، نمى تواند این نیازهاى سه گانه را برآورده سازد و از این رو قابل اتکا نیست.


در واقع، باید مهم ترین چالش اسلام با مدرنیسم را چالش در جهان بینى آن دانست. روشن است که اندیشه ى دینى ناب، هرگز نمى تواند با یک الگوى نظرى علم محور پوزیتویستى، سازگار باشد. البته اسلام به تجربه و روش هاى علمى ارج مى نهد، اما پى ریزى جهان بینى را بر اساس علم تجربى مردود مى داند; چرا که سرانجام آن، مادى گرایى و دنیازدگى است و لازمه ى آن انکار و بى اعتنایى به جهان ماوراى طبیعت و «غیب» مى باشد; و روشن است که جهان غیب از دعاوى اوّلیه ى دینى و از شرایط اوّلیه ى ایمان است. همچنین دین، دست زدن به آزمون و خطاى تجربى را در همه ى قلمروها جایز نمى داند، بلکه برخى از آنها را به وحى و قلمرو وحیانى مربوط مى داند. وحى در قلمروهایى که درک آن از توان عقل بیرون است، حکم نهایى و قطعى ارائه مى کند و در حوزه هایى که درک آن براى عقل دشوار است، به راهنمایى آن پرداخته، رسیدن به مقصد را آسان مى سازد.



----------


می بینم اگر صلاحدید رفقا بر نشر هفتگی اش هم تعلق گرفته امکان اش هست. فقط این تعهد را دیگر از گردن‌مان بردارید که همه‌ی جزئیات و انتظام نسخه‌ی PDF را در نشر هفتگی هم تمام و کمال حفظ کنیم. به این معنا که خیلی متعهد نباشیم عینا همان ها که PDF اش را زدیم به حاشیه، هفته به هفته ‍copy-paste کنیم این جا و در جریان نشر هفتگی هیچ توفیر و تغییری برش اعمال نشود که این دیگر واقعا فعل خبطی است! یعنی لینکPDF اش آن بغل باشد اما امکان دخل و تصرف و حذف و اضافه در نشر هفتگی باقی باشد که پویایی و تناسب‌اش با مقتضیات وبلاگ از دست نرود.


خلاصه هر طور صلاح است بفرمایید تا اقدام کنیم.


راستی: آماده کردن PDF اش شاید مدتی طول بکشد. کمی دوخت و دوز دارد!



..::یا علی::..