X
تبلیغات
رایتل
محفل
خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!
1386/11/10
آقای فراتی تبریک می گم, شما مرد شدید!!!

آقای فراتی, تبریک می گم شما مرد شدید. بعد از اینکه اون اخلاق های بچه گانه و عقاید فانتزی رو کنار گذاشتید, بالاخره می تونید تو این جامعه زندگی کنید.


بعد از اینکه تخیلاتم رو برای تبدیل شدن به مردی واقع گرا از دست دادم و شبها دیگه خواب های جالب ندیدم فهمیدم دارم مرد می شم.


وقتی تو شهرمون, شهرِ آدم کوچولو ها زیر پاها له شد, بوی مردونگی همه جا پخش شد.


بعد از اینکه تصمیم گرفتم پای فیلم و کتاب و چیزای دیگه به راحتی گریه نکنم. احساس کردم دارم مرد می شم.


وقتی احساسات و عواطفم و رو به ترس از ضعیفه خطاب شدن فروختم, احساس مردونگی کردم.


سرِ دستمزد کارم که مامانم گفت: "اگه اینجوری برخورد کنی تو این جامعه گرگ ها می خورنت." احساس کردم دارم ریش در می آرم.


دوسنت عزیز خیلی وقته که شازده کوچولوت داره لای کتاب های قطور فلسفی بهش فشار می آت. وای, سلینجر جان, هیچ وقت حرف ناطورت رو فراموش نمی کنم:" توی شهری که مهمترین مساله مرد هاش اینه که یک لیتر بنزین چند کیلومتر راه می بره...".


محمد اصفهانی , تو دیگه باید بدونی که توی عصر آتش و خون خیلی وقته که مردم عشق رو فراموش کردن, اون بعضی هایی هم که تو گفتی یا مُردن و یا زیر چتر اون بنیاد کذایی همه چیز رو فراموش کردن!


وای مردونگی چه لذتی داره, آقای فراتی!!!



عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 122941