محفل
خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!
1386/08/01
یک آهنگ، دو نت، چهار نوازنده

 باران بود. ولی هوا گرم بود و سنگین. فقط معجونی کوهستانی می توانست سبب سعه صدری باشد. آتیلا هم فقط از کشتار هایش می گفت.

یک آهنگ، دو نت، چهار نوازنده، چیز عجیبی بود مثل سمفونی قاتلان

باران پابرهنه آمد، زمین خیس نشد. ولی بی صدا نبود، اعتراف هم نبود،

معمولی بود، مثل همه ی آدمای توی خیابان ولی عصر

عادی حرف می زد ولی کمی ناراحت بود، درددل هم نبود، نمایش بود!

فقط جای مولوی خالی بود!

 


 

 

 

نمایش عجیب و استثنایی کوارتت جمعه پایان یافت و حسرت دیدنش را در دل بسیاری از علاقه مندان به تئاتر گذاشت. تهیه ی بلیط کار طاقت فرسایی بود!

دکور متفاوت، پیش رو داشتن فقط یک بازیگر و دیدن ۳ تای دیگر از داخل LCD، عدم تحرک بازیگران و لحن عامیانه ی نمایش معجون غریبی بود که فقط از امیر رضا کوهستانی بر می آمد.

باران هم درخشید، سبک خاص نمایش تمام بار بازیگری را بر بازی با چهره قرار می داد و در این مورد بازی باران کوثری (به عنوان بازیگر سینمایی و نه تئاتری) شاهکار بود.

نمایش دو داستان موازی و مجزا درباره قتل های خانوادگی را پیش می برد که از بسیاری جنبه ها با هم در تضادند.

داستانی که توسط زن ها(‌باران کوثری و مهین صدری) روایت می شود به نظر بسیار واقعی تر از داستانی است که توسط مردها(‌آتیلا پسیانی و حسن معجونی) روایت می شود. در حالی که داستان دوم بر اساس ماجرای واقعی و یک فیلم مستند بنا شده است و داستان اول نوشته مهین صدری است و واقعیت ندارد.

کل نمایش مونولوگ های پیاپی بازیگرانی است که از داخل LCD دیده می شوند. تماشاگر دور از صحنه ولی شاهد تمام ماجرا است و این به او حق داوری در مورد شخصیت های داستان را می دهد. تجربه ای که در تئاتر کمتر تا به این حد ملموس پیش می آید.

 

متاسفانه دیر به دیدن نمایش رفتم و مجالی برای معرفی و نقد آن در هنگام اجرا نبود. امیدوارم دوباره به صحنه بیاید یا به صورت تله تئاتر پخش شود.(نمایش خانواده تت هم تله تئاترش پخش شد و هم دوباره در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می رود؛ نمایش طنزی خوبی است، حیف از سانسور اساسی اش!)


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 123102