X
تبلیغات
رایتل
محفل
خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!
1386/04/12
چگونه یک روشنفکر را در جامعه باز شناسیم؟

حقیقت اینست که روشنفکر گونه ای نادر و در حال انقراض از انسان است که وجودش با نظریه ی تکامل داروین در تطابق کامل است هر چند بر طبق نظریه ی جدیدتر بقای اصلح محکوم به انقراض است. این گونه ی غریب در تمام جهان پراکنده شده البته در اروپا و بخصوص فرانسه شاهد بیشترین فراوانی هستیم که آن هم احتمالا بخاطر قهوه ی خوب فرانسه است. البته در امریکای جنوبی نیز نوع خاصی از روشنفکران پدید آمده که به دلیل غلظت توتون کوبایی طی یک دگردیسی انقلابی به چریک هایی کمونیست و سپس دیکتاتور تبدیل شدند. بنا به گزارش های ارسالی یکی از آخرین بازمانده های این نسل کمیاب در فلات ایران همراه همسرش دیده شد. روشنفکران را اغلب نیمه شب در کافه ها در حال شب نشینی می توان یافت هر چند هیچ گاه نمی توان حکمی کلی داد زیرا این گونه با وجود اندک بودنش دارای طیف گسترده ای است. در باب زندگی اجتماعی شان هم باید گفت اینان هر کدام خود را شخصا یک اجتماع می داند و هیچکدام حاضر به جمع شدن با دیگر همنوعان خود نیستند. کلا زندگی اجتماعی روشنفکران در حالت ناپایداری به سر می برد. هر چند هنوز محافلی وجود دارند که خود را روشنفکر می دانند ولی بنظر می رسد این محافل نیز محکوم به زوال هستند.

در اینجا چند خصلت اصلی و مشترک را در مورد روشنفکران ذکر می کنم که به شناسایی روشنفکران کمک می کند.

1. فضولی. مهمترین و اصلی ترین خصلت روشنفکران. همانگونه که یکی از بزرگترین افراد این گونه ی نادر گفته روشنفکر کسی است که در کاری که به او مربوط نمی شود دخالت می کند.

2. خودستایی. نمی توانید روشنفکری را پیدا کنید که حداقل نصف صحبت هایش درباره ی خودش نبوده باشد.

3. فخر فروشی. یک روشنفکر همیشه از کلماتی استفاده می کند که برای عموم مردم و اغلب برای خودش نامفهوم است و بیشتر جنبه ی فخر فروشی دارد.

5. علاقه به تمام هنرها. در عین آن که هیچ از آنها سر در نمی آورند سعی در نقد تمام آنها دارند.

6. سیاست ورزی در سیاست. اصولا روشنفکرها از کار و حرف سیاسی زدن بیزارند و شان خود را بالا تر از آن می دانند که عضو حزبی شوند ولی سیاست در خونشان است. البته این بدلیل انتقادهای صحیح و واقع بینانه ی ایشان از رجال سیاسی است که بدلیل منصفانه (بخوانید دو پهلو) بودن کسی کاری بکارشان ندارد و این از سیاست ورزی زیرکانه ی روشنفکران است.
ّ
7. ساختار شکنی. روشنفکرها ماهیچه هایی قوی برای شکستن همه نوع ساختار برخوردارند که از انسان هایی که هیچگاه کار یدی انجام نداده اند بسیار بعید است. هنوز تعداد روشنفکران عمرانی به اندازه ای نیست که ساختار های جدید ارایه دهند.

8. نرمتنی. روشنفکران نسبت به هیچ چیز تعصب ندارند جز کلمه ی روشنفکر.

9.گریه نکردن. این مورد اثبات نشده ولی بنظر می رسد در عرصه ی اجتماعی پذیرفته شده است.

البته بدون این موارد نیز می توان آنها را از روی نوری که از کله هایشان پخش می شود شناخت!


پ.ن: از عطا بسیار سپاس گزارم که در نوشتن این متن به من یاری رساند.

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 122945