X
تبلیغات
رایتل
محفل
خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار!
1385/12/28
با اینا خستگیمو در می کنم !

به همه دوستان ، سلام !


حرف برای نوشتن فراوونه ، بهونه و دلیل جوره ولی مرده شور این وقت رو ببرند که هیچوقت خدا مجال نمیده ! صد البته دوستان از بودنشون پیداست که با بنده صد در صد موافقند !


برا همین منم پر و پیمون می نویسم ، آخه آدم تو این محفل نخونه ، دیگه کجا بخونه ! کوتاه نوشتن مال اینجا نیست مال قبرستون و نوشته های رو سنگ قبرا ۱ به درد اون سکوت میخوره !


دونه دونه میگم ، بازم مناسبتی ! و بازم چون زیادند اولویتی ! ۲۹ اسفند خیلی مهجوره ، البته نه از اون نظری که الان تو فکرتون می گذره ، منظور من خود اون روزه ، ته تغاری بدبختیه که هیچ کس نمیفهمه چه جوری می گذره ، همش تو هول و ولای سال بعدشی ! خلاصه که حقش خورده شده چه برسه که اونی که شما فکر می کردینم بهش اضافه کنم !


تو اون شلوغی بدو بریم ، بزن دیره ، الان توپ رو در می کنن ، گور بابای نفت و صنعتش و ملی شدنش ! سفره هفت سین رو عشقه که البته هنوز قرار نشده سرش نفت ببریم ، همون سفره های غذامون با نفت و نون و ماستش واسه هفت قبل و هفت نسل بعدمون بسه ! (البته اگه بتونیم تا هفت نسل دیگه دووم بیاریم و انقراض پیدا نکنیم! و البته باز خوبه انقراض ما به کسی ضرر نمیرسونه ، فوقش به درد یه گل و بوته ای میخوره، اون دایناسورای ننه مرده که خبرشون اد باید تو خوزستان جون بدن و ما رو بندازن تو هچل چی ؟! ) البته نباید دور از انصاف بود و اعتراف کرد خدایی کی روز آخر سال میره نفت رو ملی می کنی ، قحطی روزه ، خوب تقصیر خودشون بوده دیگه ! یه بابایی می گفت خدا عوضشون بده اگه این نفت مملکت رو ملی نکرده بودند ، ملت تا آخرین روزم باید می رفتند سر کار و دیگه وقتی واسه جبران عقب موندگی های آخر سالمون نمیموند ! صد البته خدا خیر بده نفت رو که ما از عقب موندگی آخر سال نجات داد و به وامونگی هر سالمون رسوند ! ( البته این نظریه که کاش نفت نداشتیم و آدم می شدیم خیلی قابل بحث ، ولی جناب دکتر شیرزاد تو مقاله ( فرصت سوخته ) که هم تو ویژه نامه نوروز اعتماد ملی و هم تو سایت ایشون اومده :(سال 85 در حالی شروع شد که دولت نهم خود را در اوج می دید و تمام شرایط را برای اعمال سیاستها و حرکتی جهش گونه در مدیریت کشور برای خود مهیا میدانست. بالاترین درآمد نفت در تمام تاریخ کشور، . . . !‌ ) ، به مزایای قیمت سرشار نفت یه گوشه ای زدند که اونم حتما بخونید ! و در ادامه بگم که سرکار خانم فاطمه رجبی در جدیدترین اظهار نظرشون ( البته دور از شأن من و دوستان و وبلاگ محفله که صفات لایق ایشون و مطالبشون رو بنویسم ! ) تو سایتشون نسبت به هاشمی تذکر دادند که :‌ ( او اتکای به نفت را در دو سال گذشته بیشتر دانسته و ... شگفتا که وی تصدی‌گری دولت در اتکای به نفت را (آن هم طبق گفته‌های هاشمی که نمی‌توان و نباید به آن اعتماد داشت) ایراد جدی می‌داند. اما چپاول نفت از طریق خانوادگی و تبانی در دو دهه گذشته را قابل تحسین و تشویق و تایید دانسته، و استمرار آن را می‌طلبد!) آدم حرفای اینو که می خونه نمیدونه طرف کی رو بگیره !!!‌


بعد از این حرفا مام که عاشق سینه چاک و کشته مرده اون مرحوم نازنین ، مصدقیم ! ( راستی عزیز « سفر کرده ۲۰:۳۰ » رو که شنیدید ؟!‌) ، دیدم چه بهانه ایی بهتر از شرایط فوق العاده خاص و حساس و ویژه ی ایران امروز در امر انرژی هسته ای ( و البته باقی و سایر و تمام امور ! سرلوحه ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی خیلی قشنگ همه چی رو ترسیم کرده ، اونم خواهشا بخونید ، البته به نظر من خیلی بدتر از اون که اون گفته است ها ! ) و مقایسه و تشابهی که بعضا با ملی شدن صنعت نفت برقرار می کنند ، متن سخنرانی دکتر مصدق مورخ دوشنبه ۱۵ اکتبر ۱۹۵۱ (۲۱ مهر ۱۳۳۰)در جلسه شورای امنیت سازمان ملل ( محل پاره کردن ورق پاره ها !‌) که این مطالب را به عنوان دلایل ملی شدن نفت شخصا ابراز داشتند ، بیارم !


این متن رو کامل بخونید ، توش نکته واسه گفتن زیاده ولی من دیگه حوصلتون رو سر نمی برم :


(( هم میهنان من فاقد وسایل اولیه و ضروری زندگی اند و سطح زندگی آنها احتمالاً از جمله ی پایین ترین سطوح زندگی در دنیاست. بزرگ ترین منبع طبیعی ما نفت است. این نفت باید منبع کار و غذای مردم ایران باشد. بهره برداری از آن باید به نحو مناسبی در اختیار صنعت ملی ما قرار گیرد و درآمد حاصل از آن باید به نحو مناسبی در اختیار صنعت ملی ما قرار گیرد و درآمد حاصل از آن باید صرف بهبود شرایط زندگی مردم ما شود. با این حال، صنعت نفت که اکنون تشکیلاتی پیدا کرده، عملاً هیچ کمکی به رفاه مردم یا پیشرفت فنی و یا توسعه ی صنعتی کشور من نکرده است، دلیل آن هم این است که پس از ۵۰ سال بهره برداری از آن توسط یک شرکت خارجی، ما هنوز به اندازه ی کافی تکنسین ایرانی در اختیار نداریم و مجبوریم از کارشناسان خارجی دعوت به کار کنیم. اگر چه ایران در تأمین نفت جهان نقش چشمگیری ایفا می کند و طی نزدیک به پنجاه سال جمعاً ۳۱۵ میلیون تن نفت تولید کرده، کل منافع آن بنا به محاسبات شرکت سابق نفت، فقط یک درصد میلیون پوند استرلینگ بوده است. برای این که تصوری از رقم منافع ایران از این صنعت عظیم به دست دهم، باید بگویم که در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷)، طبق محاسبات شرکت سابق نفت انگلیس و ایران، درآمد خالص آن از ۶۱ میلیون پوند تجاوز کرد. اما از این مبلغ ایران فقط ۹ میلیون پوند دریافت کرد و این در حالی بود که ۲۱ میلیون پوند از این سود فقط به حساب خزانه داری بریتانیا بابت مالیات درآمد واریز شد.در این جا باید اضافه کنم که جمعیت ساکن در منطقه ی جنوب ایران و اطراف آبادان، که بزرگ ترین پالایشگاه نفت جهان در آن قرار دارد، در شرایط فقر مطلق به سر می برند و از ابتدائی ترین ضروریات زندگی، محروم اند. اگر بهره برداری از صنعت نفت ما در آینده نیز همچون گذشته ادامه پیدا کند، اگر ما قرار باشد در همان شرایطی بمانیم که ایرانی صرفاً به کاردستی در حوزه های نفتی مسجد سلیمان، آغاجاری و کرمانشاه و در پالایشگاه آبادان ادامه دهد، و اگر استثمار گران خارجی همچنان و عملاً تمام درآمد ما را به خود اختصاص دهند، مردم ما برای همیشه در شرایط فقر و بینوایی باقی خواهند ماند.))


اینها دلایلی است که پارلمان ایران – مجلس شورا و سنا – را بر آن داشت که به اتفاق آرا رأی به ملی کردن صنعت نفت بدهد.بقیه مطالب توسط اللهیار صالح سفیر ایران در سازمان ملل بدلیل کسالت مصدق قرائت شد.



با اینا خستگیمو در می کنم !


تازه کلی حرف واسه نوروز داشتم که بماند واسه پست بعد ، می خوام از یه نگاه تازه به نوروز بگم ، ایشالا ۸۶ !


دعا می کنم سال خیلی خوبی داشته باشید و موفقیت و سربلندی انتظار تک تکتون رو بکشه ! امیدوارم سال ۸۶ تو زندگیمون ، یه سال خاص و درخشان باشه !




علیرضا


1385/12/20
برخورد از نوع سوم
به بهانه ی 8 مارس، روز جهانی زن

واقعیت اول: زنان وجود دارند، همان طور که مردان وجود دارند.
واقعیت دوم: مردان بهتر از زنان هستند و زنان "جنس دوم" اند.
واقعیت سوم: زنان می توانند بهتر از مردان باشند.

نتیجه: زنانی وجود دارند که از مردان بهترند یا می خواهند بهتر باشند یا فکر می کنند می توانند بهتر باشند.
مسئله مورد توجه خاص من همین "تمایل" به بهتر بودن است، این "مبارزه" که برتری برای زنان حساب می شود که مردان ندارند.
و شاید بتوان گفت: "انسان ها را از روی آرزوهایشان بهتر می توان شناخت تا از روی آنچه هستند".
-----------

به نوشته ی بالا بجز مبالغه آمیز و یکجانبه بودن و نیز خوشبینی(!) یک ایراد اساسی وارد است:
مردان "بهتر" از زنان نیستند، نه زمانی که ارزش ها را مردان تایین نکنند.
این مبارزه حتی اگر به پیروزی موفق شود باز هم احمقانه است!
برتری در زمینه ای که مردان بخاطر برتری خود در آن زمینه، آن را تبدیل به ارزش کرده اند، فقط تاییدی است بر برتری مطلق مردان و قبول ارزش های مردانه ی آنها.
"فضیلت مردانه" برای "مردترین زن" هم احمقانه است!

ولی باز هم این نکته نباید فراموش شود که مردان هنوز یک برتری "مطلق" دارند که مستقل از جنسیت است: برتری تعیین ارزش ها و تحمیل آن بر زنان.
زنان "حق ندارند حقوق خود را تایین کنند" ولی مردان "حق دارند" حقوق زنان را تعیین کنند.

در پایان جمله ای از یکی از دوستان نقل می کنم که البته مذکر است(چراکه هیچ زنی حق گفتن آنرا ندارد!):
" من زن نیستم ولی زنان را دوست دارم"
و این نهایت مردانگی است!

پ.ن: کتاب "جنس دوم" اثر سیمون دوبوار را بخوانید.

1385/12/16
کسی را دست اگر گیری ...
در این بازار عقل و علم،
در این بازار دین داری،
فغان ای عالم امکان :
«هوا بس ناجوان مردانه سرد است» ای فغان!
کسی را دست اگر گیری،
به سرما می فروشد دست گرمت را

اگر برهان ز دین آری،
وگر برهان عقل آری،
به جایی ره نمی یابی،
کسی را در نمی یابی،
رهی دیگر نمی پویی
کسی را دست اگر گیری،
به سرما می فروشد دست گرمت را

الا ای دیده ات تاریک و دستت سرد!
الا ای در بهار گرم من هم چون زمستان، سوز داری!
تو ای آزرم روی من، که ننگینم ز امکانت!
رها کن جان من را، دست بردار
از این بیچاره ی بی جا و بی کس دست بردار
مرا بگذار با دردم،
رهایم کن، رهایم کن!
نیفزا بیش بر دردم

از این دین و از این ایمان بی ایمان سراسر انزجارم،
آه!
بخواهم بال بگشودن،
پریدن از دیار بی سر و سامان غم هایم،
رسیدن تا زمینی نو،
به زیر آسمانی نو،
چه ها کاندم نخواهم کرد!
ولیکن حیف پرهایم،
زمانی پیش تر زین ها،
مرا تنها رها کردند.

دریغا زین زمان پست خاموشی،
که حتی بال و پر را هم،
ز خود دیگر نمی دانم.
دریغا زین زمان پست خاموشی،
دریغا زین زمانه،
ای جهان بیدار باید،
نیک بشنو :
کسی را دست اگر گیری،
به سرما می فروشد دست گرمت را!

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 122941